صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٠ - صلح تحميلى يعنى تشويق جانى به جنايت
اين همه جريمهها كه وارد شده است به شما، تلافى بشود! اين معناى آتش بس نيست، اين معناى صلح نيست. ما همان مطلبى كه از اول گفتيم، همه دولتمردان ما همان مطلب را مىگويند. بايد بىقيد و شرط، اينها بيرون بروند، نروند، بيرونشان مىكنيم بىقيد و شرط. و اگر زيادتر بمانند براى خودشان ضرر زيادتر دارد. هر چه بمانند ضررش براى آنها زياد است و بايد تمام [ضرر] هايى كه به ما وارد كردهاند، ما حالا مقدارش را نمىدانيم، كارشناس بايد بيايد بگردد مقدارش را معلوم كند كه چقدر مقدارش است آن هم بايد تحقق پيدا كند و بايد مجرم هم معلوم بشود كه كى است.
و ما بُعد معنوى اين كار را داريم. ما اگر عراق، دست بردارد اين حزب بعث از عراق و برود گم شود سراغ كارش و مردم عراق خودشان، اين مردم مظلوم خودشان براى خودشان حكومت تعيين كنند، يك شاهى از آنها نمىخواهيم، براى اينكه آن بُعد معنوى ديگر نيست در كار؛ براى آنكه آن مجرم رفت و تمام شد، آن بُعد معنوى نيست در كار ديگر. ما بُعد معنوى قضيه را بايد [حل] بكنيم. ما مسئول اين جوانها هستيم. ما مسئول اين ارتش هستيم. ما مسئول اين زنها و مردهايى كه بچههايشان و جوانشان را از دست دادهاند، هستيم. مگر ما مىتوانيم كه بىقيد و شرط بگوييم كه بياييد صلح بكنيم، چون ما مىخواهيم برويم كمك شما بكنيم؟ اين مسلك اسلام نيست كه ما بخواهيم كمك آنها بكنيم؟ و يك رشوه هم بدهيم. بله، بعضى حكومتها اين طورى هستند.
نفتهايشان را مىدهند و التماسشان هم مىكنند. اين حكومت اسلامى نيست اين طور.
صلح تحميلى يعنى تشويق جانى به جنايت
ما آن چيزهايى كه از اول گفتهايم تا حالا سرش هستيم. يك قدم اين طرف و آن طرف نيست در كار. نمىخواهيم كه تحميل كنيم. يك چيز غير عقلى و غير عقلايى بگوييم و نمىخواهيم از آن چيزى كه هر عقلى مىپذيرد عقب بنشينيم؛ آن هم به واسطه آن بُعد معنوى كه دارد، به واسطه اينكه آدم جانى را نبايد در جنايتش تشويق كرد. ما اگر صلح بكنيم، معنايش تشويق كردن اين جانى است به جنايتش. ما صلح مىخواهيم، خيلى هم