صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٨ - صلح طلبى صدام نظير صلح طلبى اسرائيل
مىكنيم! اين بايد جلويش گرفته بشود. در دنيا بايد اين طور تعدياتى كه واقع مىشود جلويش گرفته بشود. يكى از مواردى كه بايد، جهتى كه بايد به او جلوگيرى بشود اين است كه همه خسارتهايى كه وارد شده بايد بدهيد. الآن مىگوييد كه ما- دروغى هم مىگويند البته- كه ما بيرون مىرويم و قبول مىكنيم فلان، خوب، بسيار خوب، الآن بروند بيرون، و همين حالا كارشناسها هم بيايند و جريمههاى اينها را ارزيابى كنند كه چقدر بوده. يك گروه ديگر هم بيايند و ارزيابى كنند كه كى مجرم است. ما اگر مجرم را امروز رهايش كنيم؛ امروزى كه ما قدرت داريم، [جسور مىشود.] ما آن روزى هم كه صدام آن كوس كذا را مىزد، مسائلمان همين بود، امروز هم كه قدرت دست ماست و صدامى تو كار نيست، امروز هم همان حرفها را ما مىزنيم و آن حرف اين است كه مجرم بايد معلوم بشود كى است. اگر ما مجرم هستيم، دنيا به ما هر چه مىخواهد، بگويد و اگر آنها مجرم هستند، بايد همان طور حكومت بشود، بطور عدالت حكومت بشود. ما عدالت را مىخواهيم. ما هيچ وقت طالب جنگ از اول نبوديم. اگر چنانچه عراق به ما حمله نكرده بود، ما دفاع نمىكرديم. اما دفاع ما كرديم، ما جنگ نكرديم تا حالا. در عين حالى كه رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اجازه بدهيد ما وارد بشويم در آنجا و با آنها چه بكنيم [ما گفتيم: فقط دفاع كنيد] خوب، ما هم، ما مىخواهيم دفاع بكنيم؛ دفاع كه يك مسأله عقلى است. يك مسئلهاى است كه حتى حيوانات هم اصلًا وقتى بخواهند حمله كنند، دفاع مىكنند. دفاع يك مسأله طبيعى است. ما هميشه دفاع كردهايم تا حالا، هيچ وقت جنگ نكردهايم.
صلح طلبى صدام نظير صلح طلبى اسرائيل
ما كه مىگوييم كه ما جنگجو نيستيم مثل شماها؟! ما صحيح مىگوييم و شاهد داريم و آن است كه از ما دفاع است. شمايى كه مىگوييد ما صلح طلبيم، صلح طلبى شما مثل صلح طلبى اسرائيل است تا حالا. اسرائيل هم حالا مىگويد: بياييد صلح كنيم. يعنى، چه؟
يعنى وارد شده است و شهرهاى لبنان را گرفته است و حالا مىگويد كه ما، بياييد حالا ديگر آتش بس كنيم. آن روز آتش بس است كه با مشت بزنند اسرائيل را بيرونش كنند از