صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - اعلام خطر پيرامون جنايات صدام
مبادا به دام بيفتيد، به دام اين صدام بيفتيد كه اين مرد خطرناكى است. و اشخاصى كه آخر عمرشان را مىگذرانند، جنايتكارانى كه آخر عمرشان را مىگذرانند، مىگويند حالا كه من رفتم، بگذاريد همه بروند؛
اقْتُلونى وَ مالِكاً، [١]
مرا بكشيد كه مالك هم كشته بشود، مسأله اين طورى است. حالا خودشان بنشينند فكر بكنند كه آيا صدام با اين جنازه متعفن، ارزش دارد كه شما ارزشهايى به پاى او بريزيد؟ امريكا كه مىگويد من اسرائيل را به هيچ كس نمىفروشم، از شما آن همه ذخاير مىگيرد و مىگويد من اسرائيل را به شما نخواهم فروخت. ارزش دارد اين امريكا كه شما براى خدمت به او تمام حيثيت خودتان را پيش ملتتان، پيش ملتهاى عالم پيش نسلهاى آينده از بين ببريد؟ من اميدوارم كه اينها بيدار بشوند و توجه به مسائل بكنند و خودشان را به هلاكت نيندازند و ما را هم به زحمت نيندازند. خداوند ان شاء اللَّه، همه مسلمانها را به وظايف اسلامى خودشان آشنا كند. ما و شما و همه ملت ايران را باز به وظايف اسلامى خودمان آشنا كند و توفيق عمل به اسلام و پياده كردن اسلام در همه جا به همه ما مرحمت فرمايد.
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.
[١] بحار الأنوار، ج ٢٩، ص ١٧٩. «مرا و مالك (اشتر) را بكشيد». اين سخن عبد اللَّه بن زبير است آن گاه كه در جنگ جمل با مالك اشتر گلاويز شد و مالك بر سينه وى نشست.