صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٨ - نامه اخلاقى و عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى (پندها و نصايح)
انسانها نظر رحمت و محبّت كن، مگر نه اين است كه كافّه موجودات از جهات عديده كه به احصا در نيايد مورد رحمت پروردگار عالميان مىباشند، مگر نه آنكه وجود حيات و تمام بركات و آثار آن از رحمتها و موهبتهاى الهى است بر موجودات، و گفتهاند: كلُّ موجودٍ مرحومٌ [١] مگر موجودى ممكن الوجود امكان دارد كه از خود، به نفسه، چيزى داشته باشد يا موجودى مثل خود ممكن الوجود به او چيزى داده باشد، در اين صورت رحمت رحمانيه است كه جهان شمول است. مگر خداوند كه ربّ العالمين است و تربيت او جهان شمول است تربيتش جلوه رحمت نيست، مگر رحمت و تربيت بدون عنايت و الطاف جهان شمول مىشود. پس آنچه و آن كس كه مورد عنايات و الطاف و محبتهاى الهى است چرا مورد محبّت ما نباشد؟ و اگر نباشد اين نقصى نيست براى ما؟ و كوتاهبينى و كوتاه نظرى نيست؟
هان! من پير شدم و نتوانستم اين نقيصه و ساير نقيصههاى بىشمار را از خود بزدايم، تو جوانى و به رحمت و ملكوت حق نزديكترى، سعى كن اين نقيصه را از خود بزدايى. خداوند تبارك تو را و همه را و ما را توفيق آن دهد كه اين حجاب را برداريم و آنچه مقتضاى فطرت اللَّه است بيابيم. در سابق، از اين مقوله شمّهاى گفتم، اكنون اشارتى به آن مىرود كه كمك به رفع اين حجاب مىكند.
ما به فطرت الهى عشق به كمال مطلق داريم و از اين عشق، عشق به مطلق كمال كه آثار كمال مطلق است خواهى نخواهى داريم، و لازمه اين فطرت گريز از نقص مطلق كه لازمهاش گريز از مطلق نقص است نيز داريم. پس ما خود هر چند ندانيم و نفهميم عاشق حق تعالى كه كمال مطلق است و عاشق آثار او كه جلوه كمال مطلق است مىباشيم، و با هر كس و هر چه دشمنى داريم و از هر چه و هر كس گريز داريم نه كمال مطلق است و نه مطلق كمال، بلكه نقص مطلق است يا مطلق نقص كه در طرف مقابل است و نقيض آن است، و نقيض كمالْ عدم آن است. و چون در حجاب هستيم در تشخيص گمراهيم و اگر
[١] هر موجودى مشمول رحمت خداوند است. فصوص الحكم ١: ١٧٨، فصّ زكرياويّة.