صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - نامه اخلاقى و عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى (پندها و نصايح)
جهان آن روز- چه رسد به محيط نزول آن- سابقه نداشت و بالاترين و بزرگ ترين معجزه آن همين است. آن مسائل بزرگ عرفانى كه در يونان و نزد فلاسفه آن سابقه نداشت و كتب ارسطو و افلاطون بزرگ ترين فلاسفه آن عصرها از رسيدن به آن عاجز بودند، و حتّى فلاسفه اسلام كه در مهد قرآن كريم بزرگ شدند و از آن استفادهها نمودند به آياتى كه صراحت زنده بودن همه موجودات جهان را ذكر كرده، آن آيات را تأويل مىكنند، و عرفاى بزرگ اسلام كه از آن ذكر مىكنند همه از اسلام اخذ نموده و از قرآن كريم گرفتهاند، و مسائل عرفانى به آن نحو كه در قرآن كريم است در كتاب ديگر نيست.
و اينها معجزه رسول اكرم است كه با مبدأ وحى آن طور آشنايى دارد كه اسرار وجود را براى او بازگو مىنمايد و خود با عروج به قلّه كمال انسانيت حقايق را آشكارا و بدون هيچ حجاب مىبيند و در عين حال در تمام ابعاد انسانيت و مراحل وجود، حضور دارد و مظهر اعلاى هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ [١] مىباشد، و مىخواهد همه انسانها به آن برسند و چون نرسيدهاند گويى رنج مىبرد، و شايد طه. ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى [٢] اشاره لطيفهاى به آن باشد و شايد
ما اوذي نبيّ مثل ما اوذيت [٣]
نيز مربوط به همين معنى باشد.
آنان كه به اين مقام يا شبيه به آن رسيدهاند اعتزال از خلق و انزوا اختيار نمىكنند، بلكه مأمور به آشنا نمودن و آشتى دادن گمراهان، با اين جلوهها هستند، اگر چه كم توفيق يافتهاند. و آنان كه با رسيدن به بعض مقامات و نوشيدن جرعهاى از خود بىخود شدند و در صعق باقى ماندهاند گرچه به كمالاتى بزرگ راه يافتهاند لكن به كمال مطلوب نرسيدهاند. موسى كليم- صلوات [اللّه] و سلامه عليه- كه از تجلّى حق به حال صعق افتاد با عنايت خاصّه افاقه يافت و مأمور خدمت شد، و رسول اللّه خاتم با رسيدن به مرتبه عالى انسانيت و آنچه در وهم كس نيايد، به مظهريّت اسم جامع اعظم با خطاب يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ. قُمْ
[١] سورة حديد، آية ٣: اوست اول و آخر و پيدا و پنهان
[٢] سورة طه، آية ١- ٢: طه (اى طاهر و اى رسول) ما قرآن راى بر تو فرو نفرستاديم كه به مشقت بيفتى
[٣] هيچ پيامبرى آن گونه كه من اذ يت شدم آزار نديد. الجامع الصغير ٢: ١٤٤.