صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠١ - پيام به ملت ايران و نيروهاى نظامى به مناسبت روز ارتش (رهنمود به نظاميان)
بوقهاى تبليغاتى جهان نيز از آن پشتيبانى نمودهاند و همه جهاتِ تقويت در آن موجود بوده است، و طرف ديگر قواى مسلحى كه ولادت او پس از انقلاب و پيروزى آن بود و ارتشش تازه از زير سلطه مستشاران امريكايى و فرماندهان ستمشاهى نجات پيدا كرده و از رژيم طاغوتى به رژيم اسلامى انسانى انتقال يافتهاند، و سپاه پاسدارانش و بسيجش از متن ملت برخاسته و تازه تفنگ به دست گرفته و دانشگاههاى نظامى آن چنان نديدهاند و از ابزار جنگىِ كامل برخوردار نبوده، و تمام اسباب ظاهرىِ ضعف در آن موجود بوده است و تنها ايمان به خداوند و عشق به شهادت در راه اسلام و روح ايثار و فداكارى، ابزار نبرد نابرابر اينان بود، و در ظرف قريب به يك هفته آن چنان قواى عظيم شيطانى را در هم كوبيد و آن چنان طومار ارتش مجهز برخوردار از آرايش را در هم پيچيد كه فوج فوج قواى دشمن با همه تجهيزات، تسليم يا فرارى و يا مقتول گرديدند. كدام روشنفكران تحليلگر و دانشگاهِ جنگ رفتگانِ متفكر اين پيروزى معجزهآسا را توجيه مىكنند؟ اگر ارتش و ساير قواى مسلح از نصرت معنوى الهى برخوردار نبودند پس اين امر خارق العاده چگونه تحقق يافت؟ آرى فرق بسيارى است بين جوانانى كه شب را با مناجات و قرائت قرآن و نماز و نيايش به سر مىبرند و حمله را با ذكر خدا و اللَّه اكبر شروع مىكنند، با آنان كه شب را با معصيت خدا و روز را در جنگ با خدا آغاز مىكنند. فرق است ميان آن سنگرها كه كتاب خدا و نهج البلاغه و كتابهاى دعا در آن است، با آن سنگرها كه بنا به گفته فاتحان، ابزار قمار و شراب و مسكرات و بدتر از آن در آنها يافت مىشود. و فرق است ميان آنان كه با اعتقاد به اينكه صاحب الزمان- روحى فداه- فرمانده آنهاست و جنگ مىكنند، و آنان كه صدام عفلقىِ ابرجنايتكار فرمانده آنان است. و فرق است ميان آنان كه خود را برادر ملت مسلمان عراق مىدانند و هر گز به خود اجازه نمىدهند كه به شهرها يا روستاهاى برادر خود تجاوز كنند، با آنان كه هر روز به هر شهر و دهكده، هر چند عربنشين، كه بتواند، آتش گشوده و با دعوى جنگ براى عربيت، كودكان و زنان و پيرمردان بىگناه را قتل عام مىكنند. فرق است ميان آنان كه با اسراى جنگى خويش كه در حال جنگِ با آنان به اسيرى در آمدهاند چون برادران خويش رفتار مىكنند، با آنان