صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٧ - مبارزه رضا خان با اسلام و روحانيت
گذرايى مىكنيم؛ ببينيم كه اينها در همه اين گروهها و در همه اين ارگانها چطور با اين كشور بازى كردند و چطور خدمت خودشان را به ابرقدرتها اثبات كردند. ما يك نظرى به مراكز سياسى اين كشور بايد بكنيم و يك نظرى به مراكز اقتصادى كشور و اجتماعى كشور و يك نظر به قدرت نظامى كشور و يك نظر به گروههاى تبليغاتى و مطبوعاتى كشور و يك نظر به گروههايى كه مىتوانستند براى اين كشور يك قدرت باشند؛ مثل عشاير، ببينيم كه در طول اين پنجاه و چند سال، اينها با آن قدرتهايى كه ممكن بود در مقابل ابرقدرتها بايستند، چه كردند.
رضا خان كه آمد، اوّل با يك صورت ظاهر اسلامى آمد و كم كم قدرت را به دست گرفت و به حسب آن چيزى كه انگلستان تصديق كرد، او را آنها آوردند. آن وقت قدرت مال آنها بود و اين مأمور بود به اينكه اين كشور را آن مقدارى كه امكان دارد، در مقابل قدرتهاى بزرگ ايستادگى بكنند، آن ارگانها را درهم بشكند با اختلاف رويهها. دنبال آن هم پسرش- كه به نظر من، خبيثتر از پدر بود- همان معنا را دنبال كرد با يك وضع ديگرى. اوّل هدفى كه رضا خان در نظر گرفت كوبيدن روحانيون بود، با اسم اينكه مىخواهيم اصلاح بكنيم تمام كارهايشان از اول تا آخر به اسم «اصلاح» و به اسم ترقى دادن كشور [بود] اجانب، قدرتهاى بزرگ، كه مطالعات زيادى در اين كشور دارند، ملاحظه كردند كه يكى از گروههايى كه مىتواند مردم را بسيج كند در مقابل قدرتهاى خارجى روحانيت است. ابتدا شروع كردند با اينها دست و پنجه نرم كردن؛ يعنى، اينها را كوبيدن. اگر شما مطبوعات آن وقت را و رسانههاى گروهى آن وقت را، نويسندگان و گويندگان آن وقت را در نظر بگيريد يا آن مقدارى كه از آنها باقى مانده است مطالعه كنيد، مىبينيد كه تمام رسانههاى گروهى و تمام مطبوعات كشور و راديو و سينما و تئاتر و تمام اينهايى كه در يك كشورى مىتواند كار صحيحى بكند؛ همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت اين رژيم فاسد، به ضديت با روحانيت برخاستهاند. خود او مأمورين را وادار مىكرد به اينكه اينها را در هر جا هستند، سركوب كنند با اسماء مختلف. و اين مطبوعات و اين رسانههاى گروهى هم در بىآبرو كردن اينها و جدا كردن ملت از آنها كوشش