صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٠ - پيام به فرماندهان نظامى (تجليل از رشادتهاى رزمندگان در عمليات فتح المبين)
در جنگهاى جهان نمونه است كه در ظرف كمتر از يك هفته آن چنان مات شوند كه هر چه دارند بگذارند و فرار نمايند و يا تسليم شوند، به صورتى كه قواى مسلح ما تا كنون نتوانند اسيران و كشتگان و غنايم را به شمار آورند، و گر چه تمام اين امور بر خلاف عادت به صورتى معجزهآسا تحقق يافت، لكن آنچه انسان را در مقابل رزمندگان جبههها و پشتيبانان آنان در ميدان رزم مثل جهاد سازندگى و همچنين فيلمبرداران جان بر كف عزيز و پزشكان و پرستاران متعهد و والا مقام و خبرنگاران جسور و مردمان ميليونى پشت جبهه به خضوع وادار مىكند، بعد معنوى آن است كه با هيچ معيارى نمىتوان سنجيد و با هيچ ميزانى نمىتوان عظمت آن را دريافت.
ما عقب ماندگان و حيرتزدهگان، و آن سالكان و چلهنشينان و آن عالمان و نكتهسنجان و آن متفكران و اسلامشناسان و آن روشنفكران و قلمداران و آن فيلسوفان و جهانبينان و آن جامعهشناسان و انسانيابان و آن همه و همه، با چه معيار اين معما را حل و اين مسأله را تحليل مىكنند كه از جامعه مسمومى كه در هر گوشه آن عفونت رژيم ستمشاهى فضا را مسموم نموده بود، بازار و مغازههايش مسموم، خيابانها و گردشگاههايش مسموم، تفريحگاهها و سينماهايش مسموم، مطبوعات و رسانههاى گروهىاش مفتضح و مسموم، وزارتخانهها و اداراتش مسموم، مجلس شورا و دادسراها و دادگاههايش مسموم، مراكز تعليم و تربيتش از كودكستان تا دانشگاهش مسموم و بدتر از مسموم، و فضاى حاكم بر سرتاسر كشور مسموم، كه هر يك براى مسموم نمودن جوانان و به فساد كشاندن آنان عاملى فعال بود، و نونهالان و تازه جوانان ما در يك چنين محيطى به جوانى و رشد رسيده بودند كه به حسب موازين و عادت بايد سرشار از مسموميت و فساد اخلاق و عقيدت باشند، كه اگر معلم و مربى اخلاق و مهذب نفوس بخواهد تنها يكى از آنها را با صرف سالهاى طولانى متحول گرداند ميسر نگردد، چگونه در ظرف سالهاى معدود از بطن اين جامعه و انقلاب- كه خود نيز اگر معيارهاى عادى را حساب كنيم بايد كمك به فساد كند- يك همچو جوانان سرشار از معرفت اللَّه و سراپا عاشق لقاء اللَّه و با تمام وجود داوطلب براى شهادت جان نثار براى اسلام كه پيران هشتاد ساله و سالكان كهنسال به