صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - مقايسه مسئولين نظام با رژيم سابق
مىآييم سراغ شوراهاى نگهبان. در تمام دوره مشروطيت- جز آن اول كه يك صورتى برايش بود- ديگر شوراى نگهبان ما نداشتيم. خوب، اين شوراى نگهبان كه نداشتيم، شما مىگوييد كه حالا مثل آن وقت است، براى اينكه حالا هم شوراى نگهبان نداريم ما؟! يا اگر داريم يك مردمى هستند نظير مردم آن وقت و نظير دست [اندر] كاران آن وقت؟! آنجا هم كه نمىتوانيد بگوييد؛ براى اينكه نبود شوراى نگهبان. مىگوييد بودن شوراى نگهبان از نفس اين مجلس است كه نفس اين جمهوريت است كه زمان شاه كه آن نبود، بهتر بود؟ اگر مىگوييد، آن را هم باز بنويسيد.
مىآييم سراغ دولت. من مىتوانم ادعا بكنم كه از آن وقتى كه در دنيا دولت تحقق پيدا كرده، تا حالا، دولتى مثل دولت ما نبود. اگر آن وقتها تو مجلس افراد نادرى بودند كه كارهاى مجلس را مىخواستند تصحيح بكنند، لكن در دولتها آن قدرى كه من سراغ دارم- دولتى كه روى هم رفته مثل اين دولت باشد- ما نداريم، نداشتيم. يا «ملك» ها و «سلطنهها» و كذا بودند كه آنها خوبانشان آن بود كه غارتگرى را چندان اشكال بر آن نداشتند. من يك دفعه كه نخست وزير، آخرى، در اواخر دكتر امينى [١] بود، آمد آنجا، به او گفتم كه چطور شده است كه يك نفر كه مثل ساير مردم است، چيزى ندارد، وقتى كه وارد مىشود در دولت، بعد از چند وقت چيزدار مىشود؟ اين از كجا آمده؟ چطور شده اين طور است؟ خوب، جوابى نداشت كه بدهد. جواب هم نمىداد. لا بد حالا دارد جواب مىدهد!
مىآييم سراغ قوه قضاييه و كيفيت قضا. شما در چه زمانى سراغ داريد كه يك همچو افرادى شوراى قضايى را تحقق بدهد؟ اگر اطلاع داريد و ما اطلاع نداريم، خوب، آن را هم تذكر بدهيد كه قضاوت در زمان محمد رضا، در زمان رضا شاه، از حالا بهتر بود؛ قضات آن وقت از قضات حالا بهتر بودند. قضات آن وقت را من نمىخواهم صحبتى بكنم از آنها، ولى شماها مىدانيد كه وضع چه جورى بود و چه اشخاصى بر مال و جان
[١] آقاى على امينى، نخست وزير ايران در اوايل دهه ٤٠.