صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٥ - ناشناخته بودن حكومت اسلامى براى دشمنان
كشورهاى شرقى، و روى آن ديد است كه تا اينجا وارد مىشوند. آن حربهاى كه در دست ايران است، پيش آنها نيست و آنها نمىشناسند آن حربه را؛ آن حربه ايمان است حربه توحيد است، حربه اسلام است، حربه قرآن مجيد است كه در تحت بيرق يك همچو اسلام و قرآن و توحيد همه مجتمع هستند و آنها تأييدات غيبى الهى را منكر هستند، نمىتوانند بفهمند، اينها نمىتوانند چشمشان را باز كنند و ببينند كه در هر گوشه از ايران يك امور خارق العاده واقع مىشود كه با دست عادى بشر نمىتواند واقع بشود.
آنها در طبس آمدند و گمان كردند كه مىتوانند نيرو پياده كنند و مىتوانند بيايند و به بهانه خارج كردن گروگانها ايران را قبضه كنند و خداى تبارك و تعالى شنها و بادها را فرستاد و آنها را شكست داد.
اينها نمىتوانند بفهمند و نخواهند توانست فهميد كه سربازهاى ايران از نظامى و پاسدار و ساير قواى مسلح با ايمان است كه دارند پيش مىروند. تمام قدرتها يك طرف ايستادند و يك قدرت ايمان هم در مقابل آنها يك طرف و قدرت ايمان بر آنها غلبه كرد و غلبه مىكند. اينها جامعهاى كه اسلام در او وجود پيدا كرده است و پياده شده است، اين جامعه را نديدند تا بفهمند. در كتابها هم همچو جامعهاى را نخواندهاند تا بفهمند. افكار كوتاه آنها هم نمىرسد به اين امر كه بتوانند بفهمند جامعه اسلامى يعنى چه. در تاريخ، در عين حالى كه خواندهاند كه عدههاى بسيار كم و ارتش بسيار كم اسلام بر دولتهاى طاغوت بسيار قدرتمند مثل ايران سابق و مثل روم غلبه كردند و اين غلبه، غلبه ايمان بود، آنها را آن طور غربيها غربزده كردند و تبليغات بر ضد اسلام و بر ضد ايمان و بر ضد انبيا كردند كه غفلت كردند از ايمان و اسلام و روى آن غفلت مشغول اين طور خرابكاريها هستند. اگر اين عدهاى كه در جنگل بودند اسلام را فهميده بودند، حمله به آمل نمىكردند. اين حمله در عين حالى كه براى ما تأسفانگيز بود و عدهاى از برادرهاى ما را از دست ما گرفت، لكن فهماند به اين دستههاى غير انسانى كه اين طور نيست كه شما خيال مىكنيد كه اگر يك صدايى بلند كنيد مردم با شما هستند. چطور يك مردم مسلمانى كه دل بستهاند به اسلام و دل بستهاند به قرآن، و شهادت را براى خودشان افتخار مىدانند