آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - عذرتراشی اعراب
بین برده بود. «قُلْ فَمَنْ یمْلِک لَکمْ مِنَ اللَّهِ شَیئاً انْ ارادَ بِکمْ ضَرّاً أَوْ ارادَ بِکمْ نَفْعاً» یعنی ما به این اسباب و وسائل تکیه نداریم، ما تکیهمان به خداست. اگر خدا بخواهد به شما نفعی برساند یا بخواهد به شما ضرری بزند مگر چیزی میتواند مانع بشود؟! یعنی تکیه ما به خدا بود. «بَلْ کانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلونَ خَبیراً» خدا خودش آگاه است که واقعیت چه بود، یعنی خدا خودش میداند که اینهایی که شما میگویید دروغ است، «شَغَلَتْنا امْوالُنا وَ اهْلونا» دروغ است، «فَاسْتَغْفِرْ لَنا» دروغ است. «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ ینْقَلِبَ الرَّسولُ وَ الْمُؤْمِنونَ الی اهْلیهِمْ ابَداً» حقیقت این است که شما گمان میبردید که پیغمبر و مؤمنین هرگز روی زن و بچهشان را نخواهند دید «وَ زُینَ ذلِک فی قُلوبِکمْ» و این فکر در دل شما خیلی هم جلوه داده شده بود، یعنی از این قضیه متأثر هم نبودید، خوشحال هم بودید که دیگر رفتند و کارشان تمام شد. «وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ» و گمان بد بردید «وَ کنْتُمْ قَوْماً بوراً» و شما مردمی بودید بور.
کلمه «بور» در فارسی هم به کار میرود و ظاهراً آنچه ما در فارسی به کار میبریم ریشه عربی دارد. ما وقتی میگوییم فلان کس بور شد، مقصودمان این است که مشتش باز شد و خجل و شرمنده گردید؛ مثل اینکه کسی حرفی میزند، بعد حرفی میگویند که دیگر درمیماند جواب بدهد و خجل و شرمنده میشود، میگوییم فلانی بور شد. دو ریشه برای این کلمه ذکر کردهاند که هردو به یک ریشه برمیگردد. یک ریشهاش هلاکت است. «بوار» در لغت عربی یعنی هلاکت. ریشه دیگر آن این است که عرب به زمینِ- به تعبیر خودش- میته جَرداء، یعنی زمین مرده لخت و عور کلمه «بور» اطلاق میکند (بایر هم که میگویند همین است)، زمین مرده، زمینی که حیات ندارد، زمینی که هیچ گیاهی ندارد، زمین شورهزار یا شنزاری که هیچ اثری از آثار حیات در آن وجود ندارد. هردو