آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - تبشیر و انذار، شئون دیگر مقام رسالت
که بعد از آن واقعه صورت گرفته- یعنی همه قریش، چون همه قریش اقربای پیغمبر بودند. خود پیغمبر از قبیله قریش بود یعنی بنیهاشم تیرهای از قریش بودند. پیغمبر اکرم رفتند بالای یکی از کوههای اطراف مکه و فریاد کردند: ایها الناس جمع شوید، مطلبمهمی را میخواهم با شما در میان بگذارم [١].
تا حضرت این را اعلام کردند [٢] عده زیادی جمع شدند؛ اکابر و اصاغر، زن و مرد جمع شدند؛ بعد حضرت فرمود: ایها الناس! اگر من سخنی به شما بگویم، از من میپذیرید، باور میکنید؟ همه گفتند: ما از تو جز راستی نشنیدهایم. فرمود: اگر به شما اطلاع بدهم که در پشت این کوهها سپاه جرّاری هست که آهنگ شهر شما را دارند و تصمیم گرفتهاند بیایند شهر شما را غارت کنند افرادتان را بکشند پس آماده و مهیا بشوید، باور میکنید؟ همه گفتند: البته باور میکنیم، ما از تو سخن خلاف نشنیدهایم. تا این اقرار را از اینها گرفت این جمله را فرمود: «فَانّی نَذیرٌ لَکمْ بَینَ یدَی عَذابٍ شَدیدٍ» پس من شما را انذار میکنم که در جلوی شما عذاب بسیار شدید دردناکی هست، اما نه فقط در این دنیا، اگر همین راهی را که الآن دارید میروید ادامه بدهید، در جلوی شما عذاب بسیار شدیدی هست. این جمله خیلی تکان دهنده بود. ابولهب فریاد زد که تو برای چنین حرفی ما را به اینجا آوردهای؟! ... و رفت.
پیغمبر گواه بر مردم و مبشر و منذر و دعوت کننده مردم است. در آن
[١]. بدیهی است که در آن زمان وسائل امروزی نبوده که با رادیو و تلویزیون اعلام کنند، اگر کسی از خبر مهمی اطلاع پیدا میکرد میرفت در آن نقطه- ظاهراً بالای همین کوه صفا (تپه صفا)- میایستاد و فریاد میکرد: ایها الناس جمع بشوید، خبر مهم، و همه جمع میشدند.
[٢]. تا آن زمان سابقه نداشت که ایشان چنین کاری کرده باشند و شنیدهاید که ایشان قبل از دوره رسالت به نام «محمد امین» معروف و خیلی با وقار و سکینت بودند.