آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠ - مبنای دوستیها
دوستی مبنا میخواهد، ریشه و دلیل میخواهد. حکما میگویند معلول تابع علت است، تا علت هست معلول هست، علت که رفت معلول هم میرود. این سماوری که ما روشن میکنیم تا وقتی آتش زیر آن مشتعل است میجوشد، به محض اینکه آتش خاموش شود جوشش هم از بین میرود. علت که از بین رفت معلول هم از بین میرود. دوستیهایی که بر مبنای مطامع مادی است تا وقتی میتواند ادامه داشته باشد که پای مطامع مادی در میان باشد؛ وقتی که اینها رفت علت دوستی از میان میرود، خصوصاً اگر با آشکار شدن حقایق همان علت دوستی به علت دشمنی تبدیل شود. مثلًا میدید که این شخص به او فلان منفعت را میرساند؛ این سبب میشد که دوستیاش زیادتر بشود. در قیامت که حقایق برایش آشکار میشود میبیند همان چیزی که در دنیا محبتش را جلب میکرد برایش آتش آوردهاست؛ یعنی همان ملاک دوستی، ملاک دشمنی میشود. به هر میزان که آن پیوند در دنیا بیشتر منشأ دوستی بوده، در قیامت بیشتر منشأ دشمنی میشود. این در صورتی است که مناط و ملاک، مطامع مادی باشد. اما اگر دو نفر نه بر مبنای مادیات بلکه بر مبنای معنویات، بر اساس توحید و بندگی خدا و عقیده و ایمان در دنیا با یکدیگر دوست باشند در قیامت این دوستی نه تنها از بین نمیرود بلکه شدیدتر میشود چون علت باقی است. تا علت باقی است معلول باقی است. در آنجا بینش [آنها] قویتر و شدیدتر است چون ایمانشان تبدیل به شهود میشود: «فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدیدٌ» «١» طبعاً آن دوستی که بر مبنای خدا و عقیده درست و ایمان صحیح واقعی بوده است باقی میماند.
(١). ق/ ٢٢.