آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - اثر داشتن و نه استقلال اسباب عالم
یک اثر جبری است یعنی فعلًا این دوا این اثر را دارد، خدا بخواهد خوب میشود، نخواهد هم خوب میشود، این میشود آن تفویضی که نباید به آن قائل شد؛ یعنی کأنّه خدا این کار را کرده، دیگر فعلًا از اختیارش بیرون است. خدا برای این دواها این اثرها را قرار داده، حالا که این کار را کرده، اینها دیگر از اختیار خدا- العیاذباللَّه- بیرون است. آتش میسوزاند، چه خدا بخواهد چه خدا نخواهد. خدا میخواست آتش را خلق نکند، حالا که آتش را خلق کرده دیگر آتش نمیتواند نسوزاند، آتش حتماً میسوزاند چه او بخواهد چه او نخواهد! این فکر ممکن است در خیلی افراد باشد.
یک اثر تعلیمی و تربیتی که در کار انبیا هست ارائه همین مطلب است که هیچ چیزی به صورت استقلال- که خدا چه بخواهد چه نخواهد- در عالم وجود ندارد، و این عجیب مطلبی است! قرآن به قدری روی این مطلب تکیه دارد که عجیب است.
مثلًا در مسئله جاوید ماندن مردم در قیامت، در بهشت، در جهنم: «خالِدینَ فیها» برای ابد در بهشت هستند و برای ابد در جهنم هستند، دنبال هر دو دارد: «الّا ما شاءَ».
آنجا این سؤال مطرح شده که بسیار خوب، نسبت به جهنمیها استثنا درست است؛ خدا وقتی نخواهد، آنها را بیرون میآورد، ولی نسبت به بهشتیها چرا گفته «الّا ما شاءَ»؟ جوابش این است که «الّا ما شاءَ» نظر به این ندارد که خلود وجود ندارد، [بلکه برای آن است که] این توهّم برای شما پیدا نشود که چون در آنجا خلود هست دیگر به اراده خدا مربوط نیست، خدا بخواهد هست، نخواهد هم هست؛ نه، خلود قطعاً هست، بهشت خالد قطعاً هست، اما ما نباید این طور فکر کنیم که دیگر قطعاً هست، خدا بخواهد و نخواهد هست، کار از کار گذشته، دیگر از دست او [کاری ساخته نیست،] همین قدر که رفتیم در بهشت، دیگر کسی نمیتواند