آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - شفاعت مثبت
شفاعت مثبت
حال مطلب را از اساس و ریشه بحث میکنیم، چون این [آیه] از آیات مثبت شفاعت است، از آیاتی است که شفاعت را تأیید و اثبات کرده است. ابتدا ترجمه آیه را عرض میکنیم بعد وارد اصل مطلب میشویم. آیه اینجور میفرماید که «وَ لایمْلِک الَّذینَ یدْعونَ مِنْ دونِهِ الشَّفاعَةَ» آن غیرخداها که اینها آنها را میخوانند اختیار شفاعت را ندارند. «وَ لا یمْلِک» یعنی مالک شفاعت نیستند چون اختیاردار شفاعت نیستند «الّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یعْلَمونَ» مگر [یک گروه]. (بدیهی است این «مگر» استثناست، حال یا استثنای متصل یا منقطع). یک دستهای مالک شفاعت هستند یعنی دستهای که به حق گواه باشند و معترف، که گفتهاند- و همین طور هم هست- مقصود از «حق» توحید است، و این خودش تعبیر عجیبی است که قرآن از توحید به کلمه حق مطلق تعبیر میکند: مگر آنها که خود معترف به حق هستند، یعنی جز موجودی که خود او موحد باشد. پس قهراً کار بت و امثال آن نیست، یعنی خود شفاعت از شئون توحید است: آنهایی که خودشان موحد هستند، و بلکه شاید کلمه «شَهِدَ بِالْحَقّ» یعنی شهود میکنند حق را، شهود میکنند توحید را. «وَ هُمْ یعْلَمون». این [عبارت] را دو جور تفسیر کردهاند، یکی اینکه «شَهِدَ» را شهادت زبانی بگیریم:
آنهایی که به زبانشان به حق یعنی به توحید اعتراف میکنند «وَ هُمْ یعْلَمون» اما فقط اعتراف زبانی نیست، از روی دانایی و آگاهی به توحید اعتراف میکنند. ولی تفسیر دیگر- که شاید