آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - تفسیر سوره زخرف (٣)
آیات پیش که از اینجا شروع شد: «هَلْ ینْظُرونَ الَّا السّاعَةَ انْ تَأْتِیهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لایشْعُرونَ» معلوم بود که نظر و توجه به کفار زمان رسول اکرم دارد. آیات قبل از آن مربوط به حضرت عیسی بن مریم بود. بعد از آن آیه، توصیفی از بهشت و توصیفی از جهنّم شد تا رسید به اینجا: «لَقَدْ جِئْناکمْ بِالْحَقِّ وَ لکنَّ اکثَرَکمْ لِلْحَقِّ کارِهونَ» خطاب به مردم است، البته مردم زمان پیغمبر، نزولش در آنجا و درباره همه مردم [است:] ما عین حق و حقیقت را برای شما آوردهایم ولی بیشترین شما حقیقت را کراهت دارید، که راجع به این مطلب در جلسه پیش صحبت شد و عرض کردیم که آن چیزی که با روح دین و روح اسلام صددرصد مخالف و معاند است این است که انسان این حالت را پیدا کند که از حق کراهت داشته باشد. خداوند فطرت انسان را آنچنان آفریده است که حقجوست. انسان به حسب فطرت، حقجو و حقخواه است و چون حقجو و حقخواه است، هر چیزی را که بالذّات و بالفطره میخواهد آن چیز برایش شیرین هم هست. اصلًا شیرینی همین است. اگر بعضی از غذاها در ذائقه ما شیرین است علت شیرینیاش ملایمت است، یعنی علتش این است که دستگاه ذائقه و هاضمه ما برای این غذاها ساخته شده و این غذاها برای آن ساخته شده. این است که وقتی که ما میرسیم به چنین مأکول یا آشامیدنی، مطبوع بودن و شیرین بودن آن را احساس میکنیم در صورتیکه یک حیوان دیگر که هاضمهاش طور دیگری ساخته شده است این جور احساس نمیکند.
مثالی عرض میکنم تا روشن شود که شیرینی چطور امر نسبی است و چطور این مطلب درک میشود. بعضی حیوانات علفخوارند و بعضی گوشتخوار. هاضمه بعضی طوری ساخته شده که میتواند گوشت را ببلعد و هضم کند و برای او گوشت خوب است (درندگان). حیوانات علفخوار