آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦ - دشمنی با حق
بِعَذابٍ الیمٍ» «١». حالا ببینید یک چنین آدمی غیر از اینکه خلود [در جهنم] داشته باشد، اصلًا راه دیگری برایش وجود دارد؟ قرآن دارد نقل میکند، میگوید توجه کن به آن وقتی که اینها دست بلند کردند به آسمان و گفتند خدایا اگر این قرآنی که آمده حق است و از نزد تو آمده، سنگی بفرست بر سر ما یا عذاب دردناکی نازل کن که ما آناً برویم که نمیتوانیم ببینیم. خیلی عجیب است! به جای اینکه بگوید خدایا! اگر این حق است و از نزد توست شرح صدری به ما بده که ما حقیقت را قبول کنیم، میخواهد بگوید حالا که این شخص آمده و مدعی است که من پیغمبر هستم، اگر میخواهد این پیغمبر تو باشد و این چیزی که آورده از ناحیه تو باشد، برای من قابل تحمل نیست. من دیگر این زندگی را که این آدم پیغمبر باشد نمیخواهم. گاهی ما خودمان این حرف را میزنیم، لابد تصور نمیکنیم، میگوییم من حاضرم بروم به جهنم ولی این کار را نمیکنم. این حرف یعنی اگر به جهنم هم بروم فلان کار را نمیکنم. این معنایش این است که من اساساً دشمن این کارم، من به هر حال دشمن این کارم یا به هر حال طرفدار این کار هستم، به حق و حقیقت به هیچ معنا کار ندارم. این است آن حالتی که- العیاذباللَّه- اگر برای کسی پیدا بشود دیگر امیدی برای نجات او به هیچ شکل وجود ندارد. چنین کسی در آنجا هم باز همان دشمنیاش با حق و حقیقت از باطنش دائماً میجوشد.
ایام مصیبت است و چند کلمهای هم ذکر مصیبت بکنیم؛ ایامی است که اهل بیت علیهم السلام را به شام آوردهاند. البته نمیشود به طور دقیق گفت چند روز است که وارد شدهاند ولی اگر آن نقل و روایتی که هست معتبر و
(١). انفال/ ٣٢.