آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - روح اسلام تسلیم است
این عُلقه شدیدی بود که میان این زن و اباعبداللَّه علیه السلام وجود داشت و این زن یک زن صالحهای بود که مصداق همین آیه بود: «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ انْتُمْ وَ ازْواجُکمْ تُحْبَرونَ».
نسبت به فرزند عزیزشان هم همان طور که این شعر نشان میدهد بسیار مهربان بودند و این مهربانی دوجانبه بوده است. این طفل به قدری به اباعبداللَّه علاقهمند بود و پدر بزرگوارش را دوست داشت که اظهار علاقههای او در تاریخ به شدت منعکس شده است. برای اباعبداللَّه از نظر الهی یک امتحان بسیار بزرگی بود وقتی که احساس میکرد که باید از طفلی که اینقدر برای او عزیز است و اینقدر آن طفل او را دوست میدارد جدا بشود. در یکی از وداعها اباعبداللَّه آمدند و این طفل گریه میکرد، اشعاری به حضرت نسبت دادهاند:
سَیطولُ بَعْدی یا سَکینَةُ فَاعْلَمی | مِنْک الْبُکاءُ اذِ الْحَمامُ دَعانی | |
لاتُحْرِقی قَلْبی بِدَمْعِک حَسْرَةً | مادامَ مِنِّی الرّوحُ فی جُثْمانی |
فَاذا قُتِلْتُ فَانْتَ اوْلی بِالَّذی | تَأْتینَهُ یا خیرَةَ النِّسْوانِ [١] | |
فرمود: دخترکم! فعلًا گریه نکن، تو بعدها گریههای طولانی داری، فرصتهای زیادی برای گریه داری. تا من زنده هستم تو گریه نکن، گریهات را بگذار برای بعد از رفتن من. بعد فرمود: «لاتُحْرِقی قَلْبی بِدَمْعِک حَسْرَةً» مگر نمیدانی که این دانههای اشک تو آتش به دل پدرت میزند. مادامی که روح در بدن من هست مرا با این اشکها آتش نزن، وقتی من کشته شدم آنوقت اختیار با توست، هرچه دلت میخواهد گریه کن. و لا حول ولا قوّة الّا باللَّه العلی العظیم و صلّی اللَّه علی محمّد و آله الطاهرین.
[١]. ینابیعالمودّة، ج ٢/ ص ١٧٢.