آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
کیست؟ یعنی شمایید که این دروغ را به خاطر مطامع دنیوی میگویید. «انّا مُرْسِلُوا النّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ» ما فرستنده آن شتر هستیم به عنوان یک امتحان، حالا منتظر آنها باش و ببین چه میکنند (یعنی به آن پیغمبر چنین گفتیم). «وَ نَبِّئْهُمْ انَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَینَهُمْ کلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ» و به آنها خبر بده که آب باید قسمت بشود، امتحان الهی است، چیزی غیر از امتحان نیست، قسمتی از آن آب به آنها تعلق دارد و قسمتی به این حیوان.
گفتند عجب! چه مزاحمی برای ما پیدا شده! عجب مزاحمی! (با توجه به اینکه این حیوان با اعجاز الهی به وجود آمده) یک روز آب مال ما یک روز مال او، یک
ساعت مال ما یک ساعت مال او! بیاییم کلک او را بکنیم که همه آب مال ما باشد:
«فَنادَوْا صاحِبَهُمْ» رفیقشان را (که مردی بود- بعضی گفتهاند- به نام «قیدار»، یکی از آن جانیها و شَمَردَلهایی که برای اینجور کارها آماده هستند) صدا زدند که آیا میتوانی این کار را بکنی؟ «فَتَعاطی فَعَقَرَ» پس حربهاش را به دست گرفت و این حیوان را کشت، یعنی این معجزه باقی در میان مردم را که گواهی بود بر صدق دعوی پیغمبرشان، به دست خودشان از بین بردند. آن وقت بود که عذاب الهی نازل شد. باز میگوید: «فَکیفَ کانَ عَذابی وَ نُذُرِ» عذاب و نذُر من چگونه بود؟ رابطه عذاب و نذر چگونه بود؟ چه کردیم؟ «انّا ارْسَلْنا عَلَیهِمْ صَیحَةً واحِدَةً» فقط یک فریاد کافی بود و فرستادیم «فَکانوا کهَشیمِ الُمحْتَظِرِ» پشت سر این صیحه وقتی سراغشان میآمدی حالت اینها حالت هشیم محتظر بود. محتظر از ماده «حظیره» است و حظیره پناهگاهی است که گاهی در بیابانها از خس و خاشاک درست میکنند که از آفتاب مثلًا، مصون بمانند. تمام زندگی اینها تبدیل به یک چنین چیزی شده بود. «وَلَقَدْ یسَّرْنَا الْقُرْانَ لِلذِّکرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکرٍ» بار دیگر تکرار میشود: ایهاالناس! ما قرآن را برای تنبّه و یادآوری و آگاهی فرستادهایم، آیا آگاه