آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - تطیر
وقتی من [این مطلب را] به مرحوم حاج میرزا علی آقای شیرازی رضواناللَّه علیه (آن مرد بزرگوار) گفتم، او توجیهی کرد و علت تاریخی برایش ذکر کرد و آن را پسندیدم. او گفت دو چیز است که ریشه تاریخیاش برمیگردد به زمانی که شیعه در ایران فوقالعاده در اقلیت بودهاند و سیدها را هر جا گیر میآوردند زندهزنده لای جرز میگذاشتند (زمان بنی العباس). یکی اینکه مردم به قم و کاشان متلک میگویند. این که میگویند «نه قم خوبه نه کاشون، لعنت به هر دوتاشون» مربوط به دورهای است که مردم همه شهرها سنّی بودند جز این دو شهر که شیعه بودند و آنها که سنّی بودند تا اسم قم و کاشان را میبردند هر دو را لعن میکردند چون قم و کاشان از قدیم الایام دارالمؤمنین و دارالشیعه بوده. ایشان میگفت این مضمون و متلکی که راجع به این دو شهر میگویند به اعتبار این است که همه جای دیگر سنّی بودند و اینها شیعه بودند و سنّیها به شیعهها فحش میدادند.
یکی دیگر اینکه در دورههایی که سادات را هر جا گیر میآوردند نه فقط خود آن سید را از بین میبردند بلکه اگر در خانهای سیدی پیدا میکردند دیگر آن خانه امنیت نداشت و تمام آن خانه و زندگی به باد میرفت، در آن دورهها اگر سیدی به خانهای میآمد این امر مساوی بود با اینکه آن خانمان به باد برود. کمکم در ذهنها رسوخ یافت که اگر به اینجا سیدی آمد [زندگی ما بر باد رفته است.] البته این از ناحیه دولت وقت بود؛ یعنی اگر سیدی آمد، دولت وقت دیگر برای ما زندگی نخواهد گذاشت؛ و اینهمه امامزادههایی که در ایران درست شدند اغلب همین سیدهایی هستند که به دست دولتهای وقت کشته شدند. کمکم مردم این نحوست یعنی شومیای را که از ناحیه دولتها متوجه خانوادهها بود (خیلی عقاید این طور تحول پیدا میکند) به حساب خدا و عالم گذاشتند که اصلًا اوضاع عالم اینجور اقتضا میکند