آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - ذکر نمونه از اقوام پیشین
تکذیب کردند یعنی ما را تکذیب کردند. مثل اینکه (اگرچه این تشبیه خیلی تشبیه درستی نیست) شما کسی را به عنوان نماینده خودتان به جایی میفرستید، بعد به آن نمایندهتان توهین میکنند. یک وقت میگویید به آقای الف توهین کردند. آن وقت خودش را در نظر گرفتهاید. و یک وقت میگویید به نماینده ما توهین کردند، یعنی به ما توهین کردند، یعنی گذشته از اینکه به شخص او توهین کردند به ما هم توهین کردند.
«فَکذَّبوا عَبْدَنا» بنده ما را تکذیب کردند؛ چه گفتند؟ حال ببینید چه توجیهاتی برای تکذیب خود ساختند: «وَ قالوا مَجْنونٌ وَ ازْدُجِرَ» دیوانه است، جنزده است.
«مجنون» از ماده «جنّ» است چنانکه در فارسی هم دیوانه در واقع یعنی دیو زده، چون در قدیم معتقد بودند که دیوانهها را دیو به اصطلاح میزند و جن به آنها اصابت میکند (اصابَهُ الْجِنُّ). «قالوا مَجْنونٌ» دیوانه است، جن زده است «وَ ازْدُجِرَ» دچار زجر الجن است. «زجر» منع را میگویند و «ازدجار» یعنی منع را پذیرفتن. خلاصه جنها آمدهاند این را زجر کردهاند و این هم آن حالت را از جن پذیرفته است؛ این حرفهایی که میزند حرفهایی است که جنها به او الهام میکنند. دیگر قرآن به تفصیل بحث نمیکند چون اینجا جای تفصیل نیست، جای اجمال است.
«فَدَعا رَبَّهُ انّی مَغْلوبٌ فَانْتَصِرْ». آنجا گفت: «عَبْدَنا» بنده ما. در مقابل میگوید:
«رَبَّهُ». نقطه مقابل «عَبْدَنا» «رَبَّهُ» [ذکر شده.] آنجا میتوانست بگوید: «فَکذَّبوا نوحاً» ولی گفت «فَکذَّبوا عَبْدَنا». اینجا هم میتوانست مثلًا بگوید: «فَدَعَا اللَّهَ» ولی گفت: «فَدَعا رَبَّهُ»: آنها بنده ما را تکذیب کردند، بنده ما هم پروردگار خودش را خواند، آنکه تحت حمایتش بود. میان «عَبْدَنا» و «رَبَّهُ» مقارنه است.