آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - ذکر نمونه از اقوام پیشین
کوتاه کوتاه و با لحن خیلی سریع و تند و خشونتبار: «کذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نوحٍ» پیش از اینها قوم نوح هم مانند اینها تکذیب کردند. نمیگوید چه را تکذیب کردند؟ چون بعد دارد: «فَکذَّبوا عَبْدَنا».
مفسرین روی این جهت بحث کردهاند که چرا دو بار «تکذیب» را ذکر کرده؟ گفتهاند برای اینکه اول که میگوید: «کذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نوحٍ» قوم نوح پیش از اینها [١] بودند، آنها هم تکذیب کردند [و بعد میفرماید] «فَکذَّبوا عَبْدَنا» پس تکذیب کردند بنده ما را، میخواهد بگوید اینها [٢] کأنّه تکذیب پیشاپیشی داشتند، مثل تصدیقهای پیشاپیش، مثل امضاهای پیشاپیش که انسان گاهی چیزی را سفید امضا میکند، هنوز او ننوشته این امضا میکند، هنوز کسی حرفی را نگفته و هنوز حرفی از دهان او بیرون نیامده و معلوم نشده که او چه میخواهد بگوید، این قبل از اینکه او بگوید، چون تصمیم گرفته تصدیق کند، میگوید بله صحیح است، همین طور است که شما میفرمایید. عکس قضیه، هنوز او نگفته این تکذیب میکند. این نشان میدهد که این تکذیب بر اساس منطق نیست چون تکذیب بر اساس منطق این است که حرف طرف شنیده بشود، روی آن حساب بشود، بعد ببیند منطقی نیست، آنوقت تکذیب کند. ولی تکذیبهای مصلحتی و در واقع منفعتی، این است که [شخص] از اول تصمیم دارد که آن را قبول نکند.
«کذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نوحٍ» قوم نوح هم قبل از اینها تکذیب کردند؛ چه را؟ همه چیز را آنها نمیخواستند قبول کنند «فَکذَّبوا عَبْدَنا» پس چون چنین روحیه تکذیبی داشتند و روحیهشان روحیه تکذیب بود بنده ما را تکذیب کردند. اینجا که میگوید:
«بنده ما را تکذیب کردند» خداوند میخواهد به خودش [مربوط کند،] یعنی ما را تکذیب کردند. بنده ما را
[١]. [کفار قریش]
[٢]. [قوم نوح]