آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣ - ذکر نمونه از اقوام پیشین
رؤسای قریش واقعاً هم، طبقهای بودند که وضعشان با سایر اعراب جاهلیت فرق میکرد؛ وضع اشرافی داشتند. مکه تقسیم میشد به دو طبقه به اصطلاح بردگان و زیردستان و طبقهای که مَلَأ قریش بودند که اینها در اعالی مکه بودند و آنها در ادانی مکه، جاهایشان هم با همدیگر فرق میکرد. در جنگ بدر این عزیزهای مکه و به اصطلاح پارههای جگر مکه بیرون آمده بودند با تجهیزاتی که باورشان نمیآمد که چنین سرنوشتی پیدا کنند برای اینکه مسلمین در مدینه فوقالعاده ضعیف بودند، عِدّه و عُدّهشان کم بود، تجهیزات جنگی نداشتند و وضع اقتصادیشان خیلی بد بود که همه مورخین نوشتهاند که این سیصد و سیزده نفری که در جنگ بدر شرکت کردند به قدر کافی زره نداشتند و حتی زرهشان خیلی کم بود یعنی اگر جمعیت یکجا با همدیگر روبرو میشدند اینها مجبور بودند که بیزره به جنگ بروند. شاید سیصد و سیزده شمشیر در آنجا وجود نداشت ولی آنها که با هزار نفر آمده بودند چنان مسلّح و مجهّز بودند که غیر قابل توصیف بود و گویی همان سران قریش که در این سیزده سال با پیغمبر اکرم اینچنین مبارزه کردند، همینها که دیگران به تبع اینها آمدند و اصلْ اینها بودند، آمده بودند برای اینکه اینجا به خاک هلاکت بیفتند و برگردند. در «بدر» هفتاد نفر از سران قریش به دست مسلمین کشته شدند و بقیه فرار کردند. قرآن این را از نظر عوامل معنوی، حتی قبل از جنگ بدر هم مرتب خبر میدهد که چنین سرنوشتی در همین دنیا خواهد بود و بعد هم مکرر تکرار میکند: مردمی که با پیغمبرشان آنچنان رفتار کنند چنین سرنوشتی خواهند داشت.
عرض کردم قرآن [در این سوره] بر این قصهها مرور میکند، چون فقط میخواهد اجمالًا بگوید که پیغمبری آمد، [مردمی] تکذیب کردند و بعد از تکذیب چنین سرنوشتی پیدا کردند؛ ولی همین طور با آیات