آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠ - تنزیل قرآن
مفسرین به خیال خودشان برای اینکه توجیهی از این جور آیات کرده باشند این طور میگویند که کلمه «تنزیل» با اینکه مصدر است، به معنی اسم مفعول است؛ تنزیل در اینجا یعنی منزَّل. آنوقت تازه این جور میشود: «منزَّلُ الکتاب من اللَّه العزیز الحکیم». میگویند این اضافه صفت به موصوف است و شایع است که گاهی صفت به موصوف اضافه میشود. تقریرش این میشود: «الکتاب المنزَّل مناللَّه العزیز الحکیم» باز یک چیز دیگر را باید در تقدیر بگیریم، بگوییم: این است کتاب نازل شده از ناحیه خدای عزیز حکیم. مطلب چند پیچ میخورد. تنزیل که مصدر است و معنایش فرود آوردن است، میگویند که این مصدر به معنی اسم مفعول است.
تازه اسم مفعول که میشود، «منزّل الکتاب» میشود، میگویند اضافه صفت به موصوف است، یعنی الکتاب المنزّل، تازه «الکتاب المنزّل» هم که تعبیر میکنیم باز یک چیزی را باید در تقدیر بگیریم و اینجور بگوییم: این، کتابِ فرود آمده از ناحیه خدای عزیز حکیم است.
حال چرا؟ این همه تقدیر و توجیه برای چه؟! این برای این است که ما کلام خدا یعنی سخن گفتن خدا با پیغمبر را از نوع سخن گفتن یک انسان با انسان فرض میکنیم. این معنی ندارد که خدا وقتی میخواهد قرآن را نازل کند به پیغمبر این جور بگوید: این است کتابِ فرود آمده؛ نه، قرآن بر قلب مبارک پیامبر اکرم فرود میآید.
اول که [میگوید «حم»] این به منزله زنگ اخبار است به قلب پیامبر اکرم، مثل یک نوع حالت هشدار و بیدارباش و آگاهکن که: متوجه باش. تشبیه کردیم به کسی که پشت دستگاه تلگراف نشسته؛ در حالی که به خود مشغول است و توجهی [به اطراف] ندارد، یکمرتبه میبیند دستگاه از آن پشت صدا کرد، یک الفبایی را گفت، او تازه متوجه میشود که باید خبر بگیرد. اول که