آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - استدلال بر معاد از راه توحید
تمام این هستیها یک هستی دائم لایزالِ لایزول است، یعنی عالم بقا. اگر عالم بقایی نبود و عالم فقط عالم فنا بود هستی لعب بود، ولی این عالم فنا جدا از عالم بقا نیست، رویهای از عالم بقاست. همه چیز یک وجهه «بقایی» دارد حتی همین زمین و زمان ما: «یوْمَ تُبَدَّلُ الْارْضُ غَیرَ الْارْضِ وَ السَّمواتُ وَ بَرَزوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّار» [١]. هر چیزی یک وجهه زمانی دارد و یک وجهه دهری. «ما عِنْدَکمْ ینْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ بِاقٍ» اشیاء نسبت به شما فانی هستند و نسبت به خداوند باقی. میگوید اگر بقایی نباشد و اگر ابدیتی نباشد و اگر معادی نباشد و اگر بازگشت به خدا نباشد (دیگر در بازگشت به خدا نیستی معنی ندارد؛ در بازگشت به هستی مطلق که نمیتواند نیستی وجود داشته باشد) و اگر هستی همین یک رویه نیستی را میداشت یک چیز لغو بیهودهای بود، اما اینچنین نیست. استدلال میکند بر قیامت به دلیل اینکه: ما که زمین و آسمان را باطل نیافریدهایم (باطل یعنی بیغایت و بیهدف)، ما که بازیگر نبودیم که مثل بچهها بخواهیم بازی کنیم یک چیزی را خلق کنیم، ما که بیهوده کار نیستیم. گفتیم اینجا از راه توحید استدلال بر معاد است؛ یعنی اگر کسی خدا را بشناسد به عنوان یک موجود کاملالذات، به عنوان یک موجود منزه از لعب و عبث و فعل باطل (خودش حق است، فعلش هم حق است) و به عنوان یک موجود حکیم، آنوقت میداند که قیامت و عالم بقا نمیتواند نباشد. این است که میفرماید: «وَ ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الْارْضَ وَ ما بَینَهما لاعِبینَ».
این در جواب آنها بود که گفتند: «انْ هِی الّا مَوْتَتُنَا الْاولی وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرینَ» جز همین یک مرگی که ما به چشم خودمان میبینیم مرگ
[١]. ابراهیم/ ٤٨.