فهرست منتجب الدين - منتخب الدین رازی، علی بن عبدالله - الصفحة ٣٨٠ - تعليقات
الدين بن القصاب را با لشگر عرب وپرجم وخوزستان واربل بعراق فرستاد ، تا برى بيامدند ، وخوارزميان بكلى گريخته وكشته شدند ، اصفهان بسنقر طويل دادند ، واو بكشتن رئيس خجندى بدان ولايت مستقيم شد ، وسراج الدين قايماز بنده ء اتابك محمد را بكشتند ، و مؤيد الدين برى رسيد وشاه اردشير رسول فرستاد وامير كبير ناصر - الدين ممطير را كه در خدمت مؤيد الدين بود با عز الدين يحيى پيش فرستاد با اسبان تازى وجامه هاي بغدادي ، واز امير المؤمنين بسيارى شفقت وعاطفت در حق اردشير شاه فرا نمود .
چون ماهى چند برآمد بر اين سلطان اعظم صد هزار عنان بعراق آورد ، مؤيد الدين برخاست با همدان شد ، ورنجورى پديد آمده بود ، سلطان بمزدغان فرود آمد ومياجيق را با سى هزار مرد بهمدان فرستاد ، لشكر خليفه پيش باز آمدند وفوجي را از حشم سلطان زده و هزيمت كرده ودر آن روز از رنجورى مؤيد الدين فرمان يافته بود ، ودفن نكرده .
چون مياجق بديد كه مقدمه ء أو را شكستند پناه با كوه برد با جمعيت بسيار ، ومهلت داد تا لشكر خليفه بغارت مشغول شدند ، واول پيش سلطان بمزدغان خبر رسيده بود كه لشگر ما را شكستند ، فرموده بود تا جهازها راست كنند بپاى هزيمت تا در عقب قاصد مياجق رسيد ، بر فتح لشكر وعلم وموكب بهمدان كشيد وبفرستاد تا سر مؤيد الدين بردارند ، وبخطا برند وطلب سيد عز الدين يحيى كه اين فتنه وآشوبانگيخته بود ميفرمود ، متوارى جائى بيافتند أو را بسته پيش سلطان اعظم بردند .
گفت : سيدى چون مى بينى خويشتن را ؟ ودر دل سلطان نبود كه أو را هلاك كند ، أو از سر تهور وگرم مزاجي كه در طبيعت أو مركوز بود گفت خويشتن را چنان ميبينم كه حسين بن على را .
سلطان از اين در طيره شد ، وفرمود تا سرش برداشتند وبرى فرستاد ، در مدرسه عماد وزآن كه دشمن سيدى بود فرو آويختند ، اين