تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٦٨ -           به حكومت رسيدن على(عليه السلام)
اطراف حوضهاى آب گرد مىآيند، پيرامونم اجتماع كرديد; بهطورىكه پنداشتم هرگاه خواست شما را نپذيرم، مرا خواهيد كشت يا برخى از شما در حضور من كشته مىشويد. بدين سبب، دست گشادم و شما در كمال اختيار با من بيعت كرديد. [١]
در خصوص سپردن رهبرى سياسى ـ اجتماعى و مسؤوليت دنيا و آخرت مردم به امامعلى (عليه السلام) توجه به نكاتى چند ضرورى مىنمايد:
١. چنانكه اشاره شد، شركت مردم در انتخاب خليفه اول در آغاز، محدود به حاضران در سقيفه، انتخاب عمر در شكل استخلاف و برگزيده شدن عثمان محدود به شورا بود. با چشمپوشى از مباحث كلامى در مساله امامت، على (عليه السلام) با حضور و بيعت اكثريت مردم مدينه برگزيده شد. در واقع اين تنها بيعت و انتخابى بود كه مىتوان آن را بيعت مردمى دانست. نكته تازه آن بود كه، علاوه بر شركت گسترده مهاجران و انصار، نمايندگان مردم عراق و مصر نيز در آن شركت داشتند. تأثير حضور آن نمايندگان را مىتوان دست كم سبب بالا بردن جنبه مردمى اين انتخاب دانست.
٢. پاى فشارى امام (عليه السلام) بر لزوم علنى بودن بيعت آن هم در مسجد توهّم هرگونه توطئه قبلى را نفى مىكند. همچنانكه رد كردن چند باره تقاضاها و مجال انديشهدادن به مردم، پندار ناگهانى بودن بيعت را از ميان مىبرد.
٣. با آنكه امام (عليه السلام) مىتوانست، طبق روال جارى و سنت پيشين، اندك غيرموافقان را به تسليم و بيعت وا دارد; ولى هرگز كسى را ناگزير به بيعت نساخت.
٤. پس از خليفه دوم شرط روش شيخين در بيعت وارد شد; ولى امام على (عليه السلام) آن را نپذيرفت و فرمود: حتى ابوبكر و عمر نيز اگر به چيزى جز كتاب خدا و سنت رسولالله (صلى الله عليه وآله) عمل كنند، بر حق نيستند. امام (عليه السلام) با برخى از بستگان عثمان كه ناديده گرفتن عدم مشروعيت دارايى خويش را شرط بيعت قرار دادند، مخالفت كرد و همواره تأكيد مىكرد كتاب خدا و سنت رسول (صلى الله عليه وآله) ملاك كردار او است.
٥. نكته بسيار مهم، نطق رسمى آن حضرت در روز دوم مراجعه مردم و انتخاب است.
[١] نهجالبلاغه ، نامه ١ و ٥٤ و خطبههاى ٣، ٩٢، ١٣٦، ١٣٧، ١٩٧.