تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٩٥ -           رسولخدا (صلى الله عليه وآله) روز دوشنبه در دهكده قبا، كه در دو
به دليل معاشرت با يهوديان و شنيدن سخنان آنان درباره بعثت پيامبر و آيين يكتاپرستى جهانى وى، از ذهنيت آمادهاى برخوردار بودند. اختلافات ريشهدار آنان با طايفه اوس نيز آسايش را از آنان ستانده بود. بنابراين، با جان و دل از سخنان رسول حق (صلى الله عليه وآله) استقبال كردند و پيمان بستند كه به خدا شرك نورزند، دزدى و زنا نكنند، فرزندان خود را نكشند، تهمت نزنند و در كارهاى نيك نافرمانى نكنند. [١]
خزرجيان از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) تقاضا كردند براى تبليغ اسلام و تعليم قرآن مبلّغى به يثرب اعزام دارد. حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) مصعببنعمير [٢] را همراه آنان فرستاد. بدين ترتيب، يثرب بهطور كامل از طلوع خورشيد اسلام باخبر شد.
مصعب، كه در يثرب با استقبال گرم مردم روبهرو شده بود، گزارش بيدارى و اسلامآوردن بزرگان اوس و خزرج را به رسولخدا (صلى الله عليه وآله) نوشت و برنامه ديدار كاروانى از يثربيان با پيامبر (صلى الله عليه وآله) را تنظيم كرد. بسيارى از قبايل اوس و خزرج در شبانگاه سيزدهم ذىحجه، در بلنداى عقبه در دامنه كوه منا، با پيامبر (صلى الله عليه وآله) ديدار و گفتوگو كردند.
يثربيان، پس از آنكه بهوسيله آيههاى قرآن از اهداف رسالت حضرت ختمى مرتبت (صلى الله عليه وآله) آگاه شدند، آرامش و امنيت را تجربه كردند; و چون از موافقت پيامبر (صلى الله عليه وآله) با هجرت به يثرب آگاه شدند، با شادى و غرورى وصفناپذير متعهد شدند همانطور كه از زن و فرزند خود حمايت مىكنند، از پيامبر (صلى الله عليه وآله) حمايت كنند. [٣]
آخرين توطئه و هجرت پيامبر(صلى الله عليه وآله) به مدينه
هنوز سپيده دم قلب سياه شب را نشكافته بود كه خبر بيعت يثربيان و پيمان آنها به گوش سران شرك رسيد. شكنجه و آزار مسلمانان هر روز بيشتر مىشد. پيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله) ، كه وضع را چنين ديد، فرمان هجرت مسلمانان به يثرب را صادر كرد. از اين پس، همه
[١] همان، ص ٧٩.
[٢] مصعب بن عمير از بزرگ زادگانى بود كه در ناز و نعمت پرورش يافته بود و مدتها ايمان خود به رسولخدا (صلى الله عليه وآله) را از پدر و مادرش مخفى مىكرد. سرانجام آنها به اسلام او پى بردند و همه چيز را از او دريغ كردند. مصعب، كه درهاى معرفت و بصيرت را به روى خود گشوده مىديد، در برابر همه رنجها شكيبا بود. در نخستين هجرت به حبشه شركت كرد و پس از بازگشت در شعب ابوطالب پيامبر (صلى الله عليه وآله) را همراهى كرد. آيات قرآن را آنگونه كه مورد رضايت و قبول پيامبر (صلى الله عليه وآله) باشد، مىدانست و بهعنوان اولين معلم قرآن به يثرب اعزام شد.
[٣] اعلام الورى ، صص ٦١ ـ ٥٥ و طبقات الكبرى ، ج١، ص ٢٢١.