تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٦١ -           الف وضعيت دينى
توانفرسا بخشى از عوامل نارضايتى مردم بود. [١]
الف. وضعيت دينى
مسيحيت از آغاز قرن چهارم ميلادى دين رسمى امپراطور اعلام شد. در سال ٣١٣ م. قسطنطين به سبب رؤيايى فرمان آزادى مسيحيت را اعلام كرد و از اين پس مشكلات داخلى و درون فرقهاى مسيحيت خود را نشان داد. نزاع فكرى آريوس و آتاناسيوس چنان بالا گرفت كه امپراطور ناگزير شوراى ٣٠٠ نفره اسقفان نيقيّه را مأمور رسيدگى آن ساخت. اين شورا پس از ماهها بحث و بررسى، ضمن صدور اعتقادنامهاى، روحالقدس را وارد مسيحيت ساخت، تثليث را رسميت بخشيد; افكار واقعى مسيح را نابود كرد و غرب و مسيحيت را به خوابى عميق فرو برد.
دينستيزى، دينگريزى و همه بىمهرىهاى ديروز و امروز غرب به مذهب، بر امورى كه از اين تاريخ به بعد وارد مسيحيت شد، استوار است. [٢] ماترياليسم وحشت زا، انسانگرايى، سكولاريسم و كنارزدن دين از جامعه و تجربهزدگى افراطى و نامعقول در عملكرد كليساى قرون وسطا ريشه دارد كه اساس آن در قرن چهارم ميلادى نهاده شد.
از اين زمان، شكل دين در بسيارى از ابعاد تغيير كرد. بهگونهاى كه جز شعائر هفتگانه [٣] چيزى از دين باقى نماند; مردم حق مراجعه مستقيم به انجيلها را از دست دادند و در بسيارى كارها به كشيش نيازمند شدند. [٤] ويل دورانت در اين زمينه مىنويسد:
بزرگترين مورخان عقيده دارند كه علت اصلى سقوط روم، مسيحيت بود; به دليل اينكه اين مذهب كيش قديم را، كه به روح رومى خصلت اخلاقى و به دولت روم ثبات بخشيده بود، از ميان برد. مسيحيت به فرهنگ، علم، فلسفه، ادبيات و هنر اعلام جنگ داده بود. فكر
[١] تاريخ تمدن ، ج ٣، ص ١١٧، ٣١٦ و ٧٧٨ و تاريخ رم ، ترجمه ميرزا غلامحسين زيرك زاهد، ج ٢، ص٣٤٣ به بعد.
[٢] اين انديشههاى انحطاطى در محدودهاى خاص از قرن اول ميلادى و توسط پولس مطرح بود. ر.ك: بحارالانوار ، ج ٨، ص ٣١٣ به بعد.
[٣] شعائر يا آيينهاى هفتگانه عبارتند از: تعميد، تأييد يا تثبيت ايمان، ازدواج مسيحى، دستگذارى يا درجات مقدس روحانيت، اعتراف، تدهين يا ماليدن روغن مقدس به بيماران و عشاى ربانى. ر.ك: كلام مسيحى . نوشته توماس ميشل، ترجمه حسين توفيقى.
[٤] ر.ك: علل گرايش به ماديگرى ، مرتضى مطهرى، صص ٧٢ ـ ٥٥ و علل عظمت و انحطاط روميان ، منتسكيو، ص٢٥٩ بهبعد.