تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٤٧ -           خاستگاه خاورشناسى
تنها كتاب تاريخ اسلام دانشگاه كمبريج، اسلام را بهعنوان يك دين، بسيار بد مىفهمد و عرضه مىكند، بلكه هيچ ايده واحدى هم بهمنزله يك تاريخ از خود ندارد... در صدها صفحهاى كه جلد اول اين تاريخ را به خود اختصاص داده است، معنا و مفهومى كه از اسلام مستفاد مىشود عبارت از يك سلسله جنگهاى بىپايان، سلطنتها، مرگ و ميرها، ظهور و خوشىها، آمدنورفتنهاست كه بخش عمده آن با يكنواختى هولناكى نوشتهشدهاست. [١]
بدين ترتيب درباره گرهخوردن شرقشناسى با انگيزههاى استعمارى به امور زير كه ريشه در تاريخ اسلام دارد مىتوان اشاره كرد:
تأويل نصوص اسلامى براساس پيشداورىها و صدور احكام خودسرانه در مورد آنها; تحريف عمدى نصوص اسلامى در موارد بسيار و برداشت نادرست در موارد غير قابل تحريف; ايجاد احساس حقارت در مردم شرق و كوشش در راه شيفتگى مسلمانان به تمدن مصرفى غرب; [٢] معرفى اسلام بهعنوان فراورده اديان پيشين; [٣] تلاش در نفى مبانى كلامى و فقهى تشيع و اثبات تأثيرپذيرى آن از آيين زرتشت و منشأ ايرانى دادن به مذهب شيعه; [٤] ارائه چهرهاى ديكتاتور و جنگجو از پيامبراسلام (صلى الله عليه وآله) ; تقويت عواطف ملىگرايانه و جدايىطلبانه در ميان مسلمانان; زشت نماياندن حجاب، تحقير زن مسلمان و جايگاه او در ارزشهاى اسلامى; تحريف نظر اسلام درباره شخصيت انسان، مقوله انديشه، آزادى، اختيار انسان و صدها مسأله ديگر. [٥]
بىترديد برخى از خاورشناسان پژوهشهاى دقيق خود را با خبرگى به فرجام رساندهاند، بهگونهاى كه حتى آثار مغرضانه نيز اگر به درستى مورد بهرهبردارى، ارزيابى و نقد قرار گيرد، نتيجه مطلوب پديد مىآورد.
[١] شرق شناسى ، ادوارد سعيد، ترجمه عبدالرحيم گواهى، صص ٥٣٩ ـ ٥٣٨.
[٢] حماسه غدير ، محمدرضا حكيمى، ص ٢٣٨ و ٢٣٩.
[٣] ر.ك: اديان زنده جهان ، رابرت ا. هيوم، ترجمه عبدالرحيم گواهى، صص ٢٤٠، ٢٤١، ٢٦٥ و ٢٩٥.
[٤] همان ، ص ٣٢٥.
[٥]. ر.ك: نقد آثار خاورشناسان ، مصطفىحسينىطباطبايى; تاريخ العرب فىالاسلام ، جواد على; انديشههاى كلامى شيخ مفيد ، مارتين مكدرموت، ترجمه احمد آرام; محمد پيغمبر شناخته شده ، محمدعلى انصارى; الغدير ، ج ٣، صص٢٦ـ١٠ و ٣٢٣ ـ ٣٢٠; المدخلالىالتاريخالاسلامى ، محمد فتحى عثمان، ص ٢٨٣ به بعد و زندگانى فاطمهزهرا ، سيد جعفر شهيدى.