تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٢٣٠ -           مقدّمه
تلاش و توفيق شخص رسولخدا (صلى الله عليه وآله) و حضرت على (عليه السلام) در اينباره جلوهاى روشن از عينيتبخشى به پشتوانه نظرى و غنى انديشه ارتباط ديانت و سياست است.
دانستيم كه بنىاميه حكومت اسلامى را از حالت خلافت بيرون آورده، بهصورت سلطنتى اداره مىكردند. پس از سفيانيان، با روىكار آمدن مروانبنحكم، مروانيان عهدهدار حكومت شدند. مروانبنمحمد ملقب به مروان حمار، آخرين خليفه اموى با قيام عباسيان كشته و طومار سلطنت امويان كه ريشه در حادثه سقيفه داشت برچيده شد.
مجموع بدعتها و انحرافهايى كه خلفاى اموى در دين، حكومت و كشوردارى بهوجود آورده بودند دستبهدست هم داد، خشم و نفرت مردم را برانگيخت و به قيام مسلمانان و انقراض آنان انجاميد. عوامل اين خشم و نفرت مردم و اسباب سقوط امويان را مىتوان چنين خلاصه كرد: [١]
١. استبدادى و موروثى شدن نظام حكومت اسلامى از زمان معاويه;
٢. بهكارگيرى درآمد دولت (بيتالمال) در راه خوشگذرانى و زندگى اشرافى حاكمان;
٣. رواج دستگيرى، زندانى كردن، شكنجه، كشتار و گاه قتلعام مردم;
٤. زير پا نهادن موازين فقهى رسمى و رايج و عمل برخلاف قرآن و سنّت پيامبر (صلى الله عليه وآله) ;
٥. ناديده گرفتن حدود و ديات (كيفرهاى الهى) و مجازات مجرمان براساس نظر حاكم;
٦. تعطيلشدن امر به معروف و نهى از منكر، به سبب خشونت فرمانروايان;
٧. درهم شكستن حرمت شعائر و مظاهر اسلامى و اهانت به مقدسات;
٨. كشتار دستهجمعى فرزندان پيغمبر (صلى الله عليه وآله) و به اسارت درآوردن زنان و دختران وى;
٩. رواج شعارها و سنتهاى جاهلى مذموم در عصر پيامبر (صلى الله عليه وآله) ;
١٠. ظهور فقيهان و مفسران دينفروش و توجيهگر گفتار حاكمان نالايق;
١١. رواج تجملگرايى و شكلگيرى كاخهاى باشكوه;
١٢. شيوع ميگسارى و خريد كنيزكان آوازخوان;
١٣. ظهور تبعيضنژادى خشن به سود اعراب.
[١] تاريخ تحليلى اسلام ، ص ٢٠٤; مقاتل الطّالبيّين ، ص ٧٠; شرح ابنابىالحديد، ج ٤، ص١٦ و الكامل فى التاريخ ، ج ٣، ص ٢٠١ به بعد.