تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ٢٠٧ -           پيام دعوت انجمنهاى سياسى و مذهبى كوفه
هرچند هيچ شكّى وجود ندارد كه مردم كوفه امام (عليه السلام) را دعوت كردند، از يارى وى سرباز زدند و حتى به سود يزيد به ميدان كربلا گام نهادند; ولى بايد ديد اين مردم كه بودند و شخصيتهاى درجه اول نگارنده نامهها چه وضعيتى يافتند. منابع موجود نشان مىدهد كه شمارى از مردم شهر نوعى تشيع سياسى را پذيرفته بودند و تنها در مسائل سياسى با فرزندان على (عليه السلام) همراهى نسبى مىكردند. حدود يك چهارم جمعيت شهر در شمار پيروان اهلبيت (عليه السلام) جاى داشتند.
اين گروه، بهعنوان مظنونان به حمايت از حسين (عليه السلام) تحت فشار قرار گرفتند. اموالشان مصادره شد و خانههاشان طعمه حريق گرديد. اين فشارها در كنار وضعيت دشوار اقتصادى، آنها را از يارى فرزند پيامبر (صلى الله عليه وآله) بازداشت. موقعيت كوفه چنان وحشتناك بود كه حتى اگر رئيس قبيلهاى با ابن زياد مخالفت مىكرد، افراد قبيله جرأت نداشتند از وى حمايت كنند.
به نوشته مورخان هانى رئيس قبيله بنىمراد، ٤٠٠٠ سوار و ٨٠٠٠ پياده حامى داشت. اگر همپيمانان كندى بنىمراد به اين آمار افزوده شود، شمار حاميان وى به ٣٠ هزار تن مىرسد. وقتى او را دستگير كردند و در بازار بر زمين كشاندند، كسى فرياد يارىجويىاش را پاسخى درخور نداد و چون به شهادت رسيد كسى مخالفت نكرد. [١]
هنگامى كه امام حسين (عليه السلام) در كربلا متوقف گرديد، ابنزياد از مردم كوفه خواست رهسپار كربلا شوند و اگر كسى از پيوستن به سپاه تخلف كند، كيفرش مرگ است. آنها حتى مهمانى را كه در پى ميراث پدرش از قبيله هَمْدان به كوفه آمده بود، اعدام كردند. وقتى به اين حقايق مىنگريم سخن فرزدق در توصيف مردم كوفه را بهتر درك كنيم. او به امام (عليه السلام) گفت: قلوبهم معك و سيوفهم عليك. [٢]
يكى از كوفيان، كه در اين موقعيت دشوار به امام پيوسته بود، در توصيف كوفه به وى گفت: اشراف همگى عليه تواند. بقيه مردم دلهاشان با تو است، هرچند فردا به رويت شمشير مىكشند. [٣] البته همه كوفيان در شمار لشگر يزيد جاى نگرفتند. گروهى به امام (عليه السلام) پيوستند و دستهاى در خانههاشان پنهان شدند. بلاذرى مىنويسد:
[١] مروج الذهب ، ج ٣، ص ٥٩.
[٢] تاريخ الطبرى ، ج ٤، ص ٢٩٠.
[٣] الكامل فىالتاريخ ، ج ٤، ص ٤٨.