تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٧١ -           علل ناخشنودى از حكومت على(عليه السلام)
٤. فساد اجتماعى، رفاهگرايى و تضعيف ارزشهاى دينى
وقتى خليفه سوم به رفاهگرايى [١] شديد روى آورد، مردم نيز چنين روحيهاى يافتند و به تدريج جامعه با مشكل روبهرو شد. امام (عليه السلام) در يكى از خطبههاى خود جامعه عصر خلافت خويش را چون جامعه جاهلى معرفى كرده، يادآورى مىكند كه اين جامعه بايد غربال شود; آنان كه پيش افتادهاند، باز گردانده شوند و كسانى كه واپس ماندهاند، پيش برده شوند. او در جاى ديگر مىفرمايد: شما در زمانى به سر مىبريد كه گوينده حق اندك است; زبان در گفتن سخن راست ناتوان است; طرفداران حقخوار و مردم به نافرمانى گرفتارند; جوان جامعه بدخو و پيرش گنهكار است; دانشور مردم دورو و قارى آنها سودجو است; نه خُردشان سالمند را حرمت مىنهد و نه توانگرشان مستمند را يارى مىكند. [٢]
علل ناخشنودى از حكومت على(عليه السلام)
موضع سرسخت على (عليه السلام) در حكومت و كوشش در جهت اجراى كامل عدالت در همه ابعاد، سبب ناخشنودى و مخالفت بسيارى از مسؤولان حكومتهاى پيشين و حتى برخى از يارانش شد. كنار نهادن روش شيخين در تقسيم بيتالمال كه مردم سالها به آن خو گرفته بودند، اساس قراردادن مساوات در حقوق و رعايت استحقاقها، برترى ندادن اشراف و عرب بر ديگران و عدم تسامح در برابر سران قبايل، آنطوركه رسم پادشاهان و سياستمداران است، كار آسانى نبود.
طلحه و زبير، صاحبان مطامع دنيوى و طرفداران جدى تبعيض نژادى در اولين اقدامهاى عملى، وقتى كه على (عليه السلام) حاضر به سازش و انعطاف نشد، زيرا امام (عليه السلام) بر سر اصول و ارزشها با كسى معامله نمىكرد. نقض عهد كردند ـ ناكثين ـ و به بهانه عمره رهسپار مكه شدند تا با پيوستن به عايشه، چارهاى بينديشند.
در انديشه امامعلى (عليه السلام) روغن چراغ بيتالمال مسلمانان حتى نبايد براى لحظهاى صرف كار شخصى شود; نزديكترين بستگان خليفه با اسيران آزادشده ايرانى و آفريقايى كه تازه اسلام آوردهاند، در حقوق و مزايا مساوىاند و استحقاق و قابليتها ملاك اصلى مسؤوليتهاست.
[١] اقتباس از تاريخ سياسى اسلام ، تاريخ خلفا، رسول جعفريان، صص ٣٤٠ ـ ٢٤٠.
[٢] ر.ك: نهجالبلاغه ، خطبه ١٦، ١٩٢ و ٢٣٣.