تاريخ تحليلي اسلام - نصیری رضی، محمد - الصفحة ١٥٩ -           امام على(عليه السلام) و خلفاى سه گانه
امام على(عليه السلام) و خلفاى سه گانه
پس از حوادث از پيش طراحى شدهاى كه نقطه واگرايى تاريخ قلمداد شده است، گرايشهاى شيعيان، تظاهرات باز و عملكرد فعال خود را از دست داد. مقايسه كردار على (عليه السلام) در طول زندگى پيامبر (صلى الله عليه وآله) و نقش وى پس از رحلت آن بزرگوار، نشاندهنده نگرش انفعالى او به قدرت حاكم است. چراكه شخصيتى كه نقش اول را بهدليل توان و شايستگى لازم در دوران حيات رسولاكرم (صلى الله عليه وآله) در همه ابعاد جامعه اسلامى و با كمال اخلاص و كارآيى مناسب دارد از اين پس فقط در زوايايى بسيار محدود مورد توجه قرار مىگيرد.
از سوى ديگر، توجه به ايمان راسخ على (عليه السلام) و شايستگى كامل وى براى جانشينى پيامبر (صلى الله عليه وآله) و زحمات طاقتفرسايى كه در طول اين مدت به انجام رسيده است. اين انتظار را كه او بايد براى احقاق حقوق خود و اعتلاى اسلام راستين تا آخرين نفس جنگيده باشد، كاملا موجه مىسازد. به يقين انفعال و عدم اقدام وى علل جدى داشته است.
اگر بتوانيم اين واقعيات را نوعى مصالحه با موقعيت موجود بناميم، شايد بتوان گفت: افزون بر شهادت فاطمه (عليها السلام) ، آنچه على (عليه السلام) را به مصالحه با نظام حاكم واداشت مساله گسترش ارتداد و خطر روزافزون مدعيان دروغين نبوت بود كه در ميان برخى از ساكنان جزيرةالعرب مشاهده مىشد. [١] به همين دليل امام (عليه السلام) در برابر سخن ابوسفيان كه حاضر بود با امام بيعت كند، مخالفت كرده و به او گفت تو هميشه دشمن اسلام و مسلمانان بودهاى. [٢]
تقارن جانشينى ابوبكر با واقعيت ارتداد، [٣] تلاشهاى خلفا بهويژه كشورگشايىهاى خليفهدوم، بهطور طبيعى مردم مدينه را واداشت تا عليه خطر مشترك، متحد شوند و اختلافات شخصى و عقيدتى موجود را فراموش كنند. مطابق انتظار، اين خطر داخلى و تهديدهاى خارجى در كاهش مخالفتهاى داخلى با حكمرانى ابوبكر و عمر بسيار موثر بود.
از سوى ديگر ويژگى على (عليه السلام) ، چنانكه بهطور يكسان در منابع سنى و شيعه ارائه مىشود،
[١] ر.ك: نهجالبلاغه ، نامه ٦٢.
[٢] ر.ك: تاريخ خلفا ، رسول جعفريان، ص ٢٣.
[٣] با قطع نظر از دلايل قضيه ارتداد، شواهد تاريخى از نوعى تصفيهحسابهاى درون دينى نيز حكايت مىكند. (ر.ك: نصوص الردّه فى تاريخ الطبرى ، نقد و تحليل، صص ١٠٣ ـ ١٠١)