قاعده لاحرج - حسينى خواه، سيدجواد؛ تقريربحث شيخ محمّدجواد فاضل لنكرانى - الصفحة ٣٠ - ب) در پارهاى از آيات شريفه نيز «حرج» به معناى «معصيت و گناه» به كار رفته است
قتل بدتر هستند؟! به طور قطع چنين نيست؛ و مواردى وجود دارد كه در يك سوره از قرآن كريم لفظى در چندين معنا استعمال شده است. البته مقصود از اين كه بعضى از آيات قرآن بعضى ديگر را تفسير مىكنند، معناى ديگرى است كه در جاى خود مورد بحث و تحقيق قرار گرفته است.
بنابراين، چنين نيست كه بگوييم كلمه «حرج» در تمامى موارد به يك معناست و مثلًا آيه شريفه ٣٧ سوره احزاب را كه خداوند خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد ازدواج با همسر پسرخواندهاش زيد، مىفرمايد: «لِكَىْ لَايَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ»، قرينه بر توسعه در معناى حرج بگيريم و بگوييم حتّى در مواردى كه مقدار كمى حرج وجود دارد، اين قاعده جريان پيدا مىكند.
نكته دوّمى كه توجّه به آن ضرورى مىنمايد، اين است كه واژه «حرج» ذكر شده در آيات ياد شده، به نحو مجاز مرسل استعمال شده است؛ يعنى: مسبّب گفته شده و از آن سبب اراده شده است. هنگامى كه گفته مىشود: «مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ» [١] يعنى سبب حرجى و چيزى كه به حرج منجر مىشود، نفى شده است.
سوّمين نكتهاى كه لازم است توجه شود، آن است كه اگر لفظى در قرآن كريم از نظر سعه و ضيق، مختلف استعمال شده باشد، به اين معنا كه در برخى موارد در معنايى استعمال شده و در برخى موارد ديگر در معنايى محدودتر به كار برده شده است، مىتوان گفت فقيه در استنباط احكام شرعيه از معناى موسّع و غير محدود آن تبعيّت مىنمايد. بنابراين، اگر گفتيم «حرج» در قرآن كريم هم در «مطلق الضيق» استعمال شده و هم در «أضيق الضيق»، فقيه در هنگام استنباط، بايد دائره موسّع يعنى «مطلق الضيق» را به عنوان ملاك قرار دهد.
در اين مورد قاعده حمل مطلق بر مقيّد جريان ندارد؛ چه آنكه اين قاعده مربوط به موردى است كه بين اين دو- مطلق و مقيّد- تنافى وجود داشته باشد، و در اين بحث بين استعمال حرج در معناى موسّع و استعمال آن در معناى مضيّق تنافى وجود ندارد.
[١]. سوره حجّ، آيه ٧٨.