لوطی و آتش - مخدومي، رحيم - الصفحة ٧١ - لباس گشاد رييس جمهور

بعد نگاهش را چرخاند به طرف محلاتي و ادامه داد: «گزارش آبدوغ خياري به درد من نمي‌خوره. هر طرف گزارش کارشناسانة علمي بده، مورد پذيرش من قرار مي‌گيره. اون‌وقت من از او پشتيباني مي‌کنم. اما هر طرف گزارش آبدوغ خياري بده، بايد بساطشو جمع کنه و واگذار کنه به اهلش. خوب، حالا از طرف ارتش کي گزارش مي‌ده؟»

بعد ليوان آبميوه را برداشت و شروع کرد به نوشيدن.

داوود گفت: «جناب رييس جمهور! مسؤول اطلاعات رو مي‌گن رکن دو. تو اين جور جلسات رکن دو بايد گزارش بده.»

قطره‌اي شربت به ناي رييس جمهور پريد و به سرفه‌اش انداخت. يکي از اميران ارتش گفت: «بله. رکن دوي ما آماده است براي گزارش.»

رکن دوي ارتش کيفش را گشود؛ تعدادي عکس هوايي روي ميز رييس جمهور گذاشت و گفت: «جناب پرزيدنت. سند گزارش من، اين عکس‌هاست. تيم ما از يک ماه گذشته تا حالا، هر هفته يک عکس از خطوط دشمن در منطقة عملياتي جنوب انداخته. البته راجع به هرکدوم به طور مفصل صحبت خواهم کرد. اما ارزيابي کلي من اينه که هيچ‌گونه تغيير و تحوّلي در طول اين يک ماه رخ نداده و خوشبختانه دشمن در موضع انفعالي به سر مي‌بره.»

عکس‌هاي هوايي حکم جَکي را داشت که زير رييس جمهور کار گذاشته باشند. هر عکس او را يک هوا بالا برد. از فرط خوشحالي چند بار خودش را جابه‌جا کرد و در هر بار وسط حرف رکن دو گفت: «مرسي، مرسي. کارشناسي يعني اين. علمي و کلاسه يعني اين!»

پس از پايان گزارشِ رکن دوي ارتش، رييس جمهور از جا برخاست،