لوطی و آتش - مخدومي، رحيم - الصفحة ٥٧ - انقلاب

هيچ‌کدام!

مي‌داني چرا؟

چون عمليات با چشم هدف‌گيري مي‌شود، نه با سرباز و مهمات. جبهة ما سرباز داشت، مهمات هم داشت؛ ولي چشم نداشت. غلامحسين آمد، چشم جبهه‌ها شد. اطلاعات يعني چشم جنگ. غلامحسين چشم جنگ را پايه‌گذاري کرد، آنگاه خودش تا پشت توپخانه‌هاي دشمن رفت تا چشم‌اندازي را به نظامي‌ها ياد بدهد.

خبرنگاري که سلاح ديروزش دوربين و قلم بود، به يک‌باره تبديل شد به يک ژنرال نظريه‌پرداز جنگ. او ديگر بايد براي خودش يک اسم مستعار انتخاب مي‌کرد. اطلاعاتي‌ها همه اسم مستعار دارند. کدام اسم به حسين خيلي نزديک است؟

         ـ    حسن!

غلامحسين افشردي شد حسن باقري.

حسن باقري کيست؟

بنيانگذار چشم فعال جنگ. چشم‌ها وقتي خوب ببينند، براي خوب جنگيدن نياز به نيروي خوب هم دارند. چه نيرويي خوب‌تر از حزب‌الله؟ حسن طرح ورود نيروهاي مردمي به جبهه‌ها را ارائه داد.

حالا اگر اين جنگ بيست سال هم طول بکشد، ما ايستاده‌ايم. ولي با اين شرط که دشمنان هم‌پيمان و قسم‌خورده، نامردي نکنند.

اگر مي‌خواهند همه‌شان جمع شوند و جنگ احزاب راه بيندازند، که انداخته‌اند! عمروبن عبدودشان را بفرستند اين سوي خندق، که فرستاده‌اند! اما شهرهاي مسکوني را بمب شيميايي نزنند و تهديد به بمب