لوطی و آتش - مخدومي، رحيم - الصفحة ٧٤ - لباس گشاد رييس جمهور
جمهور به ناچار رو به محلاتي کرد و اعتراضآميز پرسيد: «ببينم حاجي آقا. نکنه ايشون جزو نيروهاي عراقه؟»
محلاتي با اشاره به او فهماند که تحمل داشته باشد.
حسن ادامه داد: «اما مهمتر و فوريتر از همة اينها موشکاندازهاي دوربرد ٩ متري است که دشمن در سي کيلومتري جبهة خودش نصب کرده و ظهر همين امروز هم موشکهاشو وارد منطقه کرد. به نحوي که عراق از امروز قادره شهرهاي دور از مرز، مثل همين دزفول رو با موشک بزنه.
رييس جمهور يک لحظه احساس کرد بازيچة دست حسن شده است. تحمل اين حالت ديگر داشت براي او گران تمام ميشد. تا لحظاتي پيش خودش محور جلسه بود. مرکز همة توجهات، خودش بود. اما حالا يک الف بچه با حرف صدتا يک غازش داشت همه را انگشت به دهان ميکرد.
رييس جمهور از درون، احساس انقباض کرد و عرق از شقيقههايش زد بيرون. بايد يک جوري ترمز را ميکشيد. مقتدرانهترين لفظي که به مغزش خطور کرد اين بود.
ـ عراق غلط کرده همچين غلطي بکنه. تو زيادي ترسيدي بچه!
حسن داغ و پرحرارت رو کرد به رييس جمهور.
ـ آقاي بنيصدر! شما فرمودين علمي و کارشناسانه حرف بزنيد. با غلط کرده نميشه ٩ متر تي.ان.تي رو خنثي کرد. ميدونيد اگر يک موشک ٩ متري تو يکي از اين محلههاي مسکوني و پرجمعيت دزفول فرود بياد، چه اتفاقي ميافته؟ چرا ما نبايد قبل از شليک اين موشکها به