لوطی و آتش - مخدومي، رحيم - الصفحة ٧٦ - لباس گشاد رييس جمهور

هوايي بود. ديگري گفت: «نخير آقا. بيشتر شبيه ترکيدن يک کپسول بود.»

محلاتي نگاه معناداري به حسن کرد. حسن با تأسف سرش را پايين انداخت و گفت: «زدن!»

رييس جمهور طلبکارانه پرسيد: «چي چي رو زدن؟»

حسن گفت: «موشک ٩ متري رو زدن.»

رييس جمهور پرخاشگرانه پاسخ داد: «باز هم که تو از اين حرف‌ها زدي!»

وقتي به پايگاه بي‌سيم زده شد، اولين کسي که خبر را گرفت، دژبان بود.

«فرود يک موشک ٩ متري در يک کوچة شش‌متري، دهها منزل را ويران کرد و دهها نفر را به خاک و خون کشيد.»

دژبان از خوشحالي در پوست نمي‌گنجيد. چرا که بهترين بهانه را براي ديدار با پرزيدنت پيدا کرده بود. او تصميم گرفت خبر را با هر قيمتي که شده، خودش به شخص پرزيدنت برساند. لذا سر از پا نشناخته دويد.