انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
أَتَوا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْل ادْخُلُوامَسَكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيمانُ وَجُنُوده وَهُمْ لا يَشْعُرُون * فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَولِها وَقالَ رَبِّ أَوزِعْنى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتى أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى وَلِدَىَّ).[١]
«سليمان وارث داوود شد و گفت:اى مردم! ما را زبان مرغان آموختند و از هرگونه نعمت عطا كردند، اين فضل و بخشش بزرگ است. و سپاهيان سليمان از گروه جن و انس و مرغان با نظم در ركاب او حاضر شدند تا وقتى به وادى موران رسيدند، مورى گفت:اى موران! همه به لانه هاى خود باز گرديد تا سليمان و سپاهيان او ندانسته شما را پايمال نكنند. سليمان از گفتار مور خنديد و گفت: پروردگارا! مرا توفيق ده كه شكر نعمتى كه برمن و پدرم عطا فرمودى بجا بياورم...».
شما اگر جريان داستان «هدهد» را كه از طرف سليمان براى رساندن پيام او به ملكه ى سبا مأموريت يافت در قرآن مطالعه كنيد، از قدرت غيبى سليمان انگشت تعجب به دندان مى گيريد. بنابراين خواهشمند است آيات ٢٠ـ٤٤ سوره ى نمل را مطالعه و در نكات آيات دقت كنيد.
سليمان به تصريح قرآن داراى سلطه ى غيبى بود، وباد به فرمان و طبق درخواست او حركت مى كرد. آن جا كه مى فرمايد:
(ولِسُلَيْمَـنَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِى بِأَمْرِهِ إِلَى الأَرْضِ الّتى بَـرَكْنَا فِيها وَكُنّا بِكُلِّ شَىْء عَـلِمِينَ).[٢]
[١] نمل/١٦ـ١٩.
[٢] انبياء/٨١.