انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٣
شخصيت هايى مانند:
١. ابوسعيد خدرى، ٢. انس بن مالك، ٣. ابو اسحاق، ٤. واثلة بن الاسقع، ٥. ابوهريره، ٦. ابو الحمراء، ٧. سعد بن وقاص، ٨. على بن الحسين، ٩. عايشه و امّ سلمه و... كه سند شش حديث از آن احاديث به «امّ سلمه» منتهى مى گردد، نقل كرده است.
جلال الدين سيوطى در «الدر المنثور»[١] احاديث چهارده گانه خود را علاوه بر شخصيت هاى گذشته، از «ابن عباس» نيز نقل مى كند و مفاد مجموع روايات جز منحصر كردن «مفهوم» آيه در خمسه طيبه چيز ديگرى نيست، آيا مى توان اين روايات را در تفسير آيه ناديده گرفت، و از كنار آنها بى تفاوت گذشت؟ اگر يك دهم اين روايات در مورد ديگران وارد شده بود، همگان آن را اخذ مى كرديم و ابهام آيه را از نظر مصداق برطرف مى ساختيم و اگر بر اين بخش از اين روايات بخشى ديگر از رواياتى كه علماى شيعه از خود پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و از فرزندان آگاه و پاكدامن او نقل كرده اند، بيفزاييم در اين صورت مسأله به مرتبه «بداهت» مى رسد و هر نوع شك و ترديد، ريشه اى جز لجاجت در برابر فضايل فرزندان رسول خدا نخواهد داشت.
محدثان شيعه، احاديثى فراوان پيرامون نزول آيه در باره ى خمسه طيبه نقل كرده اند كه به خلاصه آنها اشاره مى شود:
سيد هاشم بحرانى در كتاب «غاية المرام» [٢] چهل و يك حديث از كتاب هاى اهل تسنن و سى و چهار حديث از كتاب هاى شيعه نقل كرده است
[١] الدر المنثور، ج٥، ص ١٩٨ ـ ١٩٩.
[٢] غاية المرام، ص ٢٨٧ ـ ٢٩٢.