انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨
با جهان غيب دارند، خدا را از آن نظر مى پرستند كه وى داراى كمال نامتناهى، و جمال نامحدود است و از اين نظر شايسته تعظيم و پرستش مى باشد، حتى اگر ملاك دوم در كار نبود باز در برابر او به خضوع و بندگى بر مى خاستند، در حالى كه ديگران خدا را از آن نظر پرستش مى كنند كه او را سرچشمه هستى و دهنده ى قدرت، و عطا كننده ى نعمت و بركت، و كليد جهان هستى را در اختيار او مى دانند.
در هر حال خواه علت عبادت، كمال معبود باشد و يا ملاك ديگر، هر دو جهت مخصوص خدا است و در اين قسمت كسى با او شريك نيست و پرستش غير خدا از نظر عقل و شرع نكوهيده است.
١. توحيد در حكومت
قرآن عنايت خاصى به توحيد در حكومت و ولايت دارد و آشكا را مى رساند كه حكومت و فرمانروايى از آن خدا است و هيچ كس جز او، نبايد بر مردم حكومت و فرمانروايى كند و حكومت ديگران در صورتى رسميت خواهد داشت كه در ظلّ فرمانروايى و حكومت او صورت پذيرد و از مقام شامخ او سرچشمه بگيرد، و در غير اين صورت، حكومت آنان، حكومت طاغوتى خواهد بود و ارزش قانونى نخواهد داشت.
اين كه مى گوييم: حكومت حق مختص خدا است نه به اين معنى است كه او شخصاً بايد ميان مردم حكومت و فرمانروايى كند تا گفته شود چنين حكومتى امر محال و نشدنى است و شبيه سخن خوارج است كه مى گفتند: «حكومت از آن خدا است نه از آن على و ياران او»، بلكه مقصود اين است كه فرمانروايى هر فرد و مقامى بايد به اذن و فرمان او صورت بپذيرد، و تا مستند