انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٧
با توجه به اين مثالها مى توان هدف از «استغفارها»را به دست آورد ومصداق «ذنب»راـ كه به معناى گناه است ـ تحديد كرد.
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) به حكم آيات عصمت، از هر نوع مخالفت با قوانين الهى مصون ومحفوظ مى باشد وهرگز واجبى را ترك نمى كند ويا حرامى را مرتكب نمى شود و وظايف عرفانى واخلاقى او هم در دو بخش (عمل به واجبات وترك محرمات) خلاصه نمى گردد ومقتضاى عرفان ومعرفت او نسبت به مقام ربوبى ايجاب مى كند كه در وجود او لحظه اى انقطاع رخ ندهد وشايسته تر را بر شايسته مقدّم بدارد وآداب وشئون مقام ربوبى را به نحو اكمل رعايت كند، هرگاه او به مقتضاى طبع بشرى در موردى موفق به رعايت اين وظايف عرفانى نشد وشايسته را بر شايسته تر، مقدّم داشت ولحظه اى به غير مقام ربوبى پرداخت ودر او نوعى انقطاع رخ داد، يك چنين اعمالى در اين شرايط در منطق عرفان جرم وگناهى محسوب مى شود كه استغفار وانابه لازم دارد، هرچند در منطق شرع وبا توجه به موازين كتاب وسنّت، جرم وگناه نيست.
هرگاه شأن نزول برخى از اين آيات ويا قراينى كه در اطراف آنها وجود دارد، مورد دقّت قرار گيرد، روشن مى گردد كه استغفار به خاطر يكى از اين امور بوده كه عرفان ومعرفت فوق العاده نبوى ايجاب مى كرد كه او كار را به صورت ديگرى انجام دهد. اين همان است كه در اصطلاح مفسّران به آن «ترك اولى»مى گويند.
اگر پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در اين آيات، به طلب مغفرت مأمور گرديد ويا پيامبران ديگر شخصاً به طلب مغفرت برخاسته ونوح وابراهيم وموسى همگى