انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٦
تنصيص الهى و معرفى او امكان پذير نيست; زيرا خدا بايد قبلاً با تربيت و تعليم هاى خارق العاده، چنين فردى را براى امت تدارك ببيند، آنگاه در موقع مناسب از طريق پيامبر معرفى كند.
اين نوع محاسبات كه فشرده آن را در اين جا آورديم، و صورت گسترده آن را در كتاب «پيشوايى از نظر اسلام» كه در امامت نوشته شده است، نيز آورده ايم علاوه بر تنصيصى بودن مقام امامت، عصمت امام را نيز روشن مى سازد و چون در بحث عصمت پيامبر به توضيح دلايل عقلى عصمت پرداختيم، ديگر در اينجا به اختصار برگزار مى كنيم. و از آن دلايل كه در باره امام نيز حاكم است سخن نمى گوييم.
اگر بر عصمت مجموع پيامبران و يا خصوص پيامبر گرامى يك سلسله آيات قرآن گواهى مى دهند، بر عصمت و پيراستگى «امام» به صورت كلى نيز آياتى دلالت دارند.
و در اين مورد به تشريح دو آيه مى پردازيم:
١. آيه مربوط به امامت «ابراهيم».
٢. آيه مربوط به تطهير «اهل بيت».
و از تشريح آيات ديگر كه ممكن است بتوان با آنها بر عصمت امام استدلال كرد، خوددارى مى نماييم.
عصمت امام در آيه ى ابتلاء
از مفاهيم شايسته بررسى، تحليل مفهوم «امام» در قرآن است، مفهوم «امام» بسان مفاهيم «نبى» ، «رسول» ، «صديقين»، «شهدا» و «صالحين»