انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٩
«اين پيراهنم را ببريد و بر رخسار پدرم بيفكنيد، ديدگان او باز و بينا مى شود. وقتى بشير آمد و پيراهن را بر رخسار او افكند، ديدگان او بينا شد».
ظاهر آيه اين است كه ديدگان حضرت يعقوب در سايه ى اراده و خواست و قدرت اكتسابى يوسف، بينا گرديد و هرگز اين كار فعل مستقيم خدا نبود و الاّ جهت نداشت كه به برادران خود دستور دهد كه پيراهن او را بر رخسار پدر بيفكنند; بلكه كافى بود كه فقط دعا كند و اين كار جز تصرف ولىّ خدا در جزئى از جهان به اذن پروردگار، چيزى نيست و فاعل آن، داراى سلطه ى غيبى است كه خداوند در موارد مخصوصى در اختيار او نهاده است.
٢. موسى از جانب خدا مأمور مى شود كه عصاى خود را بر كوه بزند تا دوازده چشمه به تعداد قبايل فرزندان اسراييل از آن بيرون آيد. چنان كه مى فرمايد:
(...اضْربْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً...).[١]
«به موسى گفتيم: با عصاى خود بر سنگ بزن تا دوازده چشمه از آن خارج گردد».
در جاى ديگر مأمور مى شود كه عصاى خود را بر دريا بكوبد تا هر قسمتى از آب مانند كوهى شود كه بنى اسراييل از آن عبور كند. آن جا كه مى فرمايد:
(فَأَوحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ
[١] بقره/٦٠.