انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٠
٢. خداوند در مسأله ى قضـاوت در بـاره ى فـردى كه تفصيل آن در دلايل عصمت پيامبر از خطا و لغزش گذشت پيامبر خود را چنين خطاب مى كند:
(وَلا تُجادِلْ عِنَ الَّذينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ مَنْ كانَ خَوّاناً أَثيماً).[١]
«از آنها كه به خود خيانت كرده اند دفاع مكن، خداوند افراد خيانت پيشه و گنهكار را دوست نمى دارد».
(إِنّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ الناسِ بِما أَريكَ اللّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيماً).[٢]
«كتاب را به حق بر تو فرستاديم تا ميان مردم به آنچه كه پروردگارت اريه كرده داورى كنى، هرگز حامى افراد خائن مباش!».
اين نوع خطابها به خاطر هدايت گروهى است كه صراحت گويى را تحمل نمى كنند وزبان حال آنان اين است كه انتقاد خوب است امّا از ديگران! از اين جهت بهترين راه سخن گفتن با اين طايفه، سخن گفتن طى «حديث ديگران» است حديث ديگران هرچه هم تلخ وزهرآگين باشد چون در باره ديگران است واكنش حاد وتندى نخواهد داشت.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در مسأله ى زره مسروقه، ناچار بود كه طبق ظواهر داورى كند وهرگز نه از خاينى دفاع كرد ونه طرفدار خاينى بود، اين ضوابط قضايى است كه گاهى با واقع تطبيق نمى كند ودر نتيجه حق پايمال مى گردد لذا خداوند فوراً
[١] نساء/١٠٧.
[٢] نساء/١٠٥.