انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥
و يا گاهى مى گويند: كافى است كه پيامبران از گناهان بزرگ بپرهيزند هر چند از گناهان صغيره دورى نجويند.
پاسخ همه ى اين پرسش ها يكى است و آن اينكه: مايه ى جلب و گرايش، هر چه بيشتر باشد، اعتماد و اطمينان ايمان و گرايش نيز بيشتر خواهد بود و هدف بعثت، به صورت كامل جامه ى عمل خواهد پوشيد.[١]
در اينجا سؤال ديگرى است كه گاهى مطرح مى گردد و آن اينكه:
عقلاى جهان در تبليغ برنامه هاى خود، مقيد به اعزام مبلِّغ هاى دور از هرنوع كاستى نيستند و چه بسا از افرادى كمك مى گيرند كه در صفحه زندگى آنان نقطه و يا نقاط ضعفى وجود دارد، در اين صورت چه مانعى دارد كه خدا نيز در تبليغ آيين خود بر اين شيوه عمل كند؟
ولى پاسخ اين پرسش روشن است و آن اينكه: اكتفاى عقلاى جهان بر چنين مبلّغ هايى به خاطر يكى از دو جهت است: يا افراد كامل در اختيار ندارند و يا تحقق يك هدف به حدّمعيّنى اكتفا مىورزند درحاليكه هيچ يك از دو انگيزه در ساحت خدا وجود ندارد.[٢]
قرآن و عصمت پيامبران
با توجه به اين نوع از دلايل عقلانى بايد هماهنگى قرآن را با خرد در اين زمينه حدس زد، اتفاقاً مسأله ى عصمت پيامبران هر چند به صورت صريح وبه شكل دلالت مطابقى به نحوى كه درباره ى فرشتگان وجود دارد، مطرح نشده
[١] تنزيه الأنبياء، ج٢، ص ١٤١.
[٢] الميزان، ج٢، ص ١٤١.