انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٥
ولايت تكوينى وموضوع بشريت
گاهى تصور مى شود كه انجام هر نوع كار خارق العاده و تصرف در آفرينش با مقام بشريت سازگار نيست و لازمه بشريت اين است كه تنها قدرت بر انجام امور عادى داشته و گام از آن فراتر ننهد.
از اين جهت هنگامى كه مشركان قريش از پيامبر يك رشته معجزاتى خواستند، حضرت در پاسخ آنان فرمود:
(...سُبْحانَ رَبِّى هَلْ كُنْتُ إِلاّ بَشَراً رَسُولاً) .[١]
«منزه است پروردگارم، آيا من جز بشرى پيام رسان چيز ديگرى هستم».
در پاسخ اين مطلب به طور اجمال مى گوييم: در اين دو قرن اخير كه توجه خاورشناسان براى شناسايى اسلام بيشتر اوج گرفته است يكى از سخنان آنان اين است كه پيامبر اسلام فاقد هر نوع اعجاز و كرامت بود، و براى اثبات مدعاى خويش به آيه ياد شده و آيات ديگرى استدلال كرده اند.[٢]
استدلال به اين آيات بر نفى ولايت تكوينى، علاوه بر اين كه يك نوع «مسيحيّت گرايى»است، خود حاكى از عدم اطلاع از مفاد صحيح اين آيات
[١] اسراء/٩٣.
[٢] مؤلف مشكوة صدق كه يكى از علماى مسيحى بيت المقدس است اكثر اين آيات را در كتاب خود گردآورى و اين كتاب به فارسى نيز ترجمه و در لاهور چاپ شده است. اخيراً يكى از خدمتگزاران استعمار كتابى پيرامون «رسالت بيست و سه ساله» پيامبر نوشته و قسمت اعظم اين آيات را در كتاب خود آورده است، نگارنده درنقدى كه بر اين كتاب تحت عنوان «راز بزرگ رسالت» نوشته و منتشر كرده، مجموع آيات را گرد آورده و اهداف آنها را روشن كرده است.