انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٢
پيغمبر موعود باشد.
شورا نظر داد كه گروهى به عنوان «هيئت نمايندگان نجران» به مدينه بروند، تا از نزديك با محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) تماس گرفته دلايل نبوت او را مورد بررسى قرار دهند.
شصت تن از زبده ترين وداناترين مردم نجران انتخاب گرديدند، كه در رأس آنان سه تن پيشواى مذهبى قرار داشت.
١. «ابوحارثة بن علقمه» اسقف اعظم نجران كه نماينده ى رسمى كليساهاى روم در حجاز بود.
٢. «عبدُ المسيح» رئيس هيئت نمايندگى كه به عقل وتدبير وكاردانى معروفيت داشت.
٣. «ايهم» كه فرد كهنسال وشخصيت محترم ملّت نجران بشمار مى رفت.[١]
هيئت نمايندگى، هنگام عصر در حالى كه لباس هاى تجملى ابريشمى بر تن، وانگشترهاى طلا بر دست وصليبها بر گردن داشتند وارد مسجد شده به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) سلام كردند ولى وضع زننده ونامناسب آنان آن هم در مسجد، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را سخت ناراحت نمود. آنان احساس كردند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از آنان ناراحت شده است امّا علّت ناراحتى را ندانستند كه چيست. فوراً با عثمان بن عفان وعبدالرحمان بن عوف كه سابقه ى آشنايى با آنان داشتند، تماس گرفتند وجريان را به آنها گفتند آنها اظهار داشتند كه حلّ اين گره به دست على بن ابى طالب است، آنان به اميرمؤمنان مراجعه كردند على (عليه السلام) در پاسخ آنها چنين
[١] تاريخ يعقوبى، ج٢، ص ٦٦.