انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٣
اين سخن مى رساند كه هدف از نهى، اين بود كه چنين پيامدى، دامنگير آنان نشود. آنگاه كه نتيجه ى عمل خود را ديدند، ندايى ناصحانه و مشفقانه، به گوششان رسيد كه آيا من نگفتم نخوريد؟ آيا من نگفتم كه شيطان دشمن شماست؟
٤. قرآن در تعبير سرنوشت آدم وحوا، چنين مى گويد:
(فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْهَا فَأَخْْرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ...). [١]
«شيطان آن دو نفر(آدم و حوّا) را لغزانيد و آنان را از آن نعمتى كه در آن بودند بيرون كرد.»
نتيجه اين شد كه دستشان از آن نعمت كوتاه شد، گويى آنچه كه بنابود نشود، شد.
مجموع اين قراين، مى تواند گواه بر اين باشد كه اين نهى، حالت ارشادى داشته است. البته كسانى كه بخواهند اين نهى را مولوى تنزيهى (كراهتى) به حساب آورند، با تأكيداتى كه در آيه آمده است، سازگار نيست.
برخى هم براى اثبات اينكه اين مخالفت، معصيت نبوده، گفته اند كه: اگر حقيقتاً آن مخالفت گناه بوده، بايد توبه اثر آن را از بين ببرد وآدم وحوا پس از توبه كردن، به بهشت باز گردند.[٢] در پاسخ اين گروه بايد گفت كه توبه فقط مؤاخذه را رفع مى كند، نه اثر وضعى عمل را. و خروج از بهشت يك اثر وضعى بوده، نه مؤاخذه ى الهى.
[١] بقره/٣٦.
[٢] الميزان: ج١، ص١٣٢، چاپ تهران.